نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٠ - دوم نادانى
التحصيلان متدين و آگاه و متخصص را تحويل جامعه دهد بايد اقرار كرد كه انقلاب اسلامى ما مثمر ثمر بوده و گرنه بايد بر آن افسوس خورد!
مراد من از متدين خداترس و ملتزم به احكام دين و قانع به حقوق ماهانه و دشمن رشوتخورى و اختلاس و خيانت و ظلم بمردم است و نيز آگاه و دانا به نياز مردم و امكانات مادى و معنوى دولت و محيط.
اگر محصلين دانشگاه در دوره تحصيل هميشه عليه دولت شعارهاى داغ بدهند و درس را براى اخذ مدرك و رسيدن بمنصب بخوانند نه براى خوب فهميدن و مفيد شدن براى مردم و در موقع رسيدن بقدرت حريصتر از كارمندان سابق مشغول عياشى و ارتشاء و خيانت به بيت المال گردند و حتى در استخدام خارجيها در آيند- كه در سابق غالبا چنين بودهاند- بايد بر معارف دانشگاه كه از جيب ملت فقير مسلمان بهدر مىرود افسوس خورد.
امروز جمعى از متعصبين افراطى مخالف پوهنتوناند و استدلال ميكنند كه همين پوهنتون بود كه كمونيزم را در كشور ترويج كرد و زمينه را براى اشغال كشور توسط روسها و كمونيستهاى داخل فراهم ساخت كه صدها هزار تلفات و صدها ميليارد ضايعات را وارد آورد، ما از پوهنتون چه خيرى ديده- ايم؟ كه باز هم آنرا بمصارف زياد نگهداريم مثلا از صدها نسخه دكتر يكى براى مريضان ما مفيد واقع نمىشود و دكتر خوب ما دكترى است كه اگر خود يا يكى از اهل خانهاش مريض شود براى مداوا به اروپا ميرود و يا نزد تعويذنويس وطنى ميرود چون ميداند كه خود صلاحيت تداوى را ندارد!!! پوهنتون در كدام رشته مورد احتياج به ملت و كشور خدمت كرده است؟!
البته كه اين بيان تا حدى صحيح است هر چند كه تلخ است، ولى نبايد از آن به اين نتيجه رسيد كه پوهنتون لازم نيست، كه استنتاج نابخردانه است، دانشگاه يعنى زندگانى و زندهها زندگى را لازم دارند، ملتى كه فعلا دانشگاه نداشته باشد نابود ميشود و هيچ عاقلى خودكشى را تجويز نمىكند.