نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧١ - (٩) سرنوشت كمونيزم
نكرده باشد ولى جمعى از صاحبنظران سياستمدار نيز به آن معترفند و مع ذلك بايد گفت و اللّه العالم.
البته قبل از فرو ريختن شوروى اروپاى شرقى طوق سياه لعنتى كمونيزم را از گردن در آورده بود و جمهوريتهاى سهگانه بالتيك پس از آن نيز به آزادى از كمونيزم نائل آمده بودند و تركستان اسلامى (پنج جمهوريت مسلماننشين) نيز به استقلال رسيدند كه يكى از آرزوهاى بزرگ زندگانى من از اوائل بلوغ بود و فعلا آزادى فلسطين از چنگ صهيونيزم و سپس آزادى سائر سرزمينهاى اسلامى همچون اريتره و كشمير و غيره آرزوى موكد من است.
امروز تنها پايگاه كمونيزم كشور چين است كه زمامداران آنجا هنوز احمقانه لجبازى ميكنند و البته كه كوبا هم آنرا يدك ميكشد و احتمال ميرود كه كمونيستى در كوبا بتارهاى ريش دراز فيدل كاسترو بسته باشد كه پس از مردن او بلافاصله يا با فاصله نه چندان زياد از بين برود.
سئوال عاجل اينجا است كه آيا نظام چين هم از داخل خواهد پاشيد و كمونيزم در آنجا نيز آخرين نفسهاى خود را خواهد كشيد و چينيها آزاد خواهند شد يا نه و يا چين بعنوان دژ واحد ماركسيزم باقى خواهد ماند، و حتى بعضى از دولتهاى ديگر را نيز نيمه كمونيستى خواهد نمود، دليل درستى بر روند حوادث آينده نداريم ولى دلائل سهگانه فرو ريختن شوروى درباره اضمحلال نظام چين نيز مسبب پيشبينى آينده آن ميشود! كلام اساسى اينجاست كه آيا كمونيزم براى هميشه از صحنه زندگانى انسانها رخت بربست و تجربه بسيار تلخ و خونبار هفتاد ساله گذشته براى دورى همه قرن ها و نسلهاى انسانى در آينده كفايت خواهد نمود يا چطور؟
آيا ممكن نيست اين نظام روزى توسط معتدلين نه مستبدين سفّاك همچون استالين و برژنف و مائو و امثال آنان بشكل مرغوبترى كه حتى در