نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٣ - (٥) نقش دين در تربيت
عامل كافى و مسبب تمام تربيت معرفى كرد و وجود اكثريت منحرفين بشرى دليل محسوسى بر آنست ولى ميشود آنرا بعنوان آخرين چاره تهذيب و آخرين وسيله ممكن تربيت پذيرفت.
نتيجه اين بحث اين ميشود كه مصلحين بشرى بايد مبادى دينى را بمنظور اصلاح حال انسانها تلقين كنند ولى در عين حال انتظار اصلاح عمومى را هم نداشته باشند و بمقدار ممكن قناعت كنند و از عدم اصلاح عموم الناس از اصل تاثير تربيت مايوس نشوند.
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ تو كسى را كه دوست دارى هدايت نمىتوانى و لكن خدا هر كسى را كه بخواهد هدايت ميكند فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَراتٍ (فاطر ٨).
فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً (كهف ٦) لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ (شعرا ٣)
خوب توجه كنيد كه اين سه آيه چگونه حقيقت رابيان ميكند «توجه به آن براى مبلّغين دينى مفيد است» نگارنده اگر در جوانى و اوايل تبليغ به آن آگاهى ميداشت از بسيارى ناراحتيهاى روانى نجات پيدا ميكرد، من حالا متوجه مىشوم كه اين موضوع از زندگانى پيشوايان دينى نيز بدست مىآمد.
زيرا در هيچ نقل معتبرى ديده نشده كه فلان رهبر دينى از گمراهى مردم گريه نموده باشد يا غالبا ناراحت بوده باشد. بلى فرد متدين از توهين باحكام دين و خود مهجور ماندن آنها قهرا متاثر مىشود و حتى براى ارشاد همنوعان و همدينان خود تلاش مىكند ولى از عدم هدايت شدن همه مردم و اصرار جمعى بر فسق خود نبايد هم خيلى ناراحت شود.
بعضى از متدينين خيال ميكنند اگر معجزات ادامه مىيافت بشريت بپذيرش دين تن در ميدادند ولى معجزات انبياء بمعاصرينشان تاثير زيادى