در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٥٣ - زبان قرآن كدام است؟
است؛ اجازه دادن به مرد كه همسر خود را بزند و نظر خود را به وسيله كتك به او تحميل كند اين خلاف انصاف و عدالت است.
يا اگر مىبينيم در قرآن در مقام خطاب به مردم مىفرمايد: ألَكُمُ الذِّكَرُ وَ لَهُ الانثَى* تِلْكَ إذاً قِسْمَةٌ ضِيزَى؛[١] براى خودتان پسر و براى خدا دختر قائل مىشويد و مىگوييد: فرشتهها دختران خدا هستند، اين يك تقسيم غير منصفانه است. كه از اين سخن و تعبير فهميده مىشود خدا قبول دارد پسر عزيزتر از دختر است. يا اين حكم قرآن را كه مىفرمايد: فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيينِ،[٢] سهم يك مرد در ارث مطابق سهم دو زن است.
و هم چنين هنگامى كه در قرآن مىخوانيم ضَرَبَ اللّهُ مَثَلًا عَبْدًا مَّمْلُوكًا لَّا يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ[٣]؛ و خداوند مثلى مىزند: بندهاى است كه هيچ كارى از او بر نمىآيد. كه از آن برداشت مىشود خداوند نظام بردگى را قبول دارد؟
يا بايد اين مشكلات را بپذيريم يا بگوييم همه اينها متناسب و هماهنگ با فرهنگ آن روز گفته شده كه در آن روزگار، جزء فرهنگ عمومى مردم بوده است و قرآن هم با زبان برخاسته از فهم،
[١]. سوره نجم، آيه ٢١- ٢٢.
[٢]. سوره نساء، آيه ١٧٦.
[٣]. سوره نحل، آيه ٧٥.