در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٨٥ - نظريه صرفه
با قرآن، كم رنگ مىكند و اين انگيزه را از انسان مىگيرد؛
ب. مراد اين است كه خداوند علوم لازم براى تحدى با قرآن را از بشر سلب مىكند، يا از قلوب آنها برطرف مىكند و يا اينكه اصلًا براى آنها حاصل نمىشود؛
ج. بشر قادر است همانند قرآن را بياورد، اما خداوند مانع آن مىشود. سيد مرتضى بر اين ديدگاه است.[١] ايشان معتقد است كه فرد، علم به نظم قرآن و چگونگى تركيب كلمات و جملات را دارد و هركس به اين دو علم آگاه باشد مىتواند مثل قرآن را بياورد، اما با اينكه اين دو علم نزد بشر وجود دارد، ولى هرچه تلاش مىكند نمىتواند مثل قرآن را بياورد. (كلما حاولوا ذلك ازال الله تعالى عن قلوبهم تلك العلوم)، زيرا خداوند آن علوم را از قلب آنها زائل مىكند.[٢]
اين ديدگاه داراى اشكالات زير است:
الف. معنى ندارد افراد تا قبل از نزول قرآن بتوانند مانند آن را بياورند اما بعد از نزول آن ديگر توانايى اين كار را نداشته باشند.
ب. تحدى زمانى معنا پيدا مىكند كه انسان به هيچ وجه توانايى انجام و آوردن آن كار را نداشته باشد، اما اگر قدرت دارد و خداوند آن قدرت را از او گرفته، تحدى معنا و مفهوم پيدا نمىكند و اين همانند اين
[١]. ر. ك: شريف مرتضى، الموضح عن جهة اعجاز القرآن، ص ٩٣.
[٢]. معرفت، تلخيص التمهيد، ج ٢، ص ٧٨.