در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٢٧ - زبان قرآن
سوره مرسلات وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ نيز ترجيعوار بدون آن كه مقيد به ارتباط معنايى باشد، به صورت فزايندهاى از اوائل سوره ظاهر مىشود و هر چه به پايان سوره نزديكتر مىشويم تكرارش بيشتر مىگردد ...».[١]
بقيه گفته او را بعضى از نويسندگان اينگونه تلخيص نمودهاند: «رخ نمودن چند آيه در وسط يك سوره به نحوى كه با بقيه آيات و با فضاى كلى آن سورهها بىارتباط است، فقط بدين وجه قابل توجيه است كه بينگاريم اين قسمت بر پشت روى صحيفهها نوشته شده بوده و هنگام كتابت جابجا شده و بىجا به ثبت رسيده است، از جمله آيات ١٦ تا ١٩ از سوره قيامة لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ* إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ* فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ* ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ. نمونه ديگر آيه ١٧ تا ٢٠ سوره غاشيه است: أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ* وَإِلَى السَّمَاء كَيْفَ رُفِعَتْ* وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ* وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ اين آيات با آيات قبل و بعد ارتباط ندارند».[٢]
«مونتگمرى وات» در شرح نظريه بالا گفته است:
«مىتوان پذيرفت كه عدم تلائم و تداوم بعضى آيات يك سوره مىتواند به مسأله ديگر مربوط باشد، نه اشتباه در بازنويسى و تدوين و بر
[١]. خرمشاهى، ذهن و زبان حافظ، ص ٩.
[٢]. همان، ص ١١.