در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٢٢ - دين در تاريخ بشر
مىشود كه دين براى رفع اختلاف در جامعههاى بشرى است؛ دين براى تكميل نفوس بشرى و ياد دادن حكمت و درس زندگى است.
دين در تاريخ بشر[١]
وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ[٢]
روزگارى بر بشر گذشت كه وى هر روز صحنه جديدى را از زندگى تماشا مىكرد؛ غارنشين بود، چادرنشين شد، شهرنشينى كرد و بالاخره كاخهاى مجلل و عمارتهاى مدرن براى خود ساخت.
مدت مديدى غذاى او علف صحرا بود، سپس حيوانات را شكار كرد و گوشت ناپخته آنها را خورد، كمكم آتش را كشف كرد و به كشت و زرع و پخت و پز آشنا شد و توانست لذيذترين غذاها را براى خود تهيه كند.
يك روز ناچار بود پياده راه رود و مسافتها را هر چه زياد بود با قدمهاى خود بپيمايد، مدتى گذشت تا بعضى حيوانات را اهلى كرد و آنها را مركب خود قرار داد.
بعداً ارابه و گارى و كجاوه را ابتكار نمود تا در نتيجه كاوشهاى
[١]. اين مقاله در شماره هفتم مجله مكتب اسلام كه در تاريخ خرداد ١٣٣٨، مصادف با ذى الحجة ١٣٧٨ منتشر شده، درج گرديده است.
[٢]. سوره نحل، آيه ٣٦.