در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٧٦ - ٢ آفرينش انسان
مطلب، علمى نيست يا معنى ندارد و يا قابل پذيرش نخواهد بود.[١] بنابراين، نوبت به آيات قرآن و آفرينش انسان نمىرسد؛ خدا و روح و ملائكه و جن و هر موجود غيرمادى، باطل و بىمعنا و پوچ خواهد بود. اما خود اين سخن آن قدر پوچ و بىاساس و بىمعناست كه ارزش بحث و بررسى و
صرف وقت ندارد. زيرا خود اين مدعا كه «هر چيزى كه از راه تجربه قابل اثبات نباشد، بىمعنا است» چگونه قابل اثبات است؟ آيا آن هم از راه تجربه به دست آمده يا يك اصل عقلى است؟
ابعاد هدايتى آيات
با توجه به نكته سابق الذكر كه نظر اصلى و اوّلى آيات قرآن كريم برداشت و استفاده هدايتى بوده است، به چند مورد كه در اين آيات شريفه مدنظر بوده، اشاره مىكنيم:
١. اثبات برترى انسان از كل موجودات از نظر دينى: سجده ملائكه به هر معنا و كيفيتى باشد، خضوع و تواضع سجده كننده و تعظيم و تجليل و تكريم سجده شونده را در بر دارد. پس سجده ملائكه و فرشتهها كه
[١]. اين ديدگاه همان مكتب« پوزيتيويسم» يا مكتب تحققى و ثبوتى است كه در اصطلاح عام به هر مكتبى كه مبنا و بنياد را بر دادههاى علمى و تجربى گذاشته و تفكرات و تأملات و استدلالهاى ما قبل تجربى و ما بعد الطبيعه را بىاعتبار دانسته و ناديده مىگيرد، اطلاق مىشود. معتقدين به اين مكتب قاعدتاً بر اين نظر دارند كه مسائل الهيات و ما بعد الطبيعه مسايلى مهمل و بىمعنا هستند، چرا كه روش مطمئنى كه بتواند پاسخى محقق و معنا دار به آنها بدهد، نيست] طباطبائى، اصول فلسفه و روش رئاليسم، ج ١، ص ١٨٠- ١٧٨، مقاله پنجم( مقدمه)؛ فلسفه عمومى، از پل فولكيه، ص ١٤٩[.