در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٧٤ - ٢ آفرينش انسان
چه بسا ممكن است از خواندن و تأمل در آيات شريفه سؤالات ديگرى نيز به فكر انسان برسد.
اما تفصيل مطالب هفتگانهاى كه از آيات شريفه به دست مىآيد:
از اين مطالب جز مطلب اول هيچ كدام در قلمرو علوم تجربى نيست تا مورد تعارض علم و دين باشد. زيرا يا از اخبار جهان غيب است يا مطالب فلسفى و عقلى است كه علوم تجربى را به آن عرصه راهى نيست.
اما در خصوص مطلب اول كه آفرينش انسان از طين، صلصال و حماء مسنون است، بايد گفت: اگر ما در پيدايش بشر تابع فرضيه «فيكسيسم» بشويم
يا تنوع و تحول انواع زنده از يكديگر را بپذيريم، هيچ كدام مخالف و معارض اين آيات شريفه نخواهد بود، زيرا معناى آيه شريفه: وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ از دو حال خارج نيست:
الف- هر كدام شما از خاك و گل آفريده شده است، پس هر چند هر انسانى از پدر و مادرى به وجود آمده ولى پيش از آن كه انسان، انسان شود و جنين گردد و حتى به شكل اسپرم و تخمك در بيايد جز مواد بىجان اين جهان بوده و سپس با تغيير شكل و صورت به وضع فعلى درآمده است، به قول ملاى رومى:
از جم- ادى م- ردم و نام- ى ش- دم وز نم- ا م- ردم زحي- وان س- رزدم
اين سخن هم طبق نظريه فيكسيسم و هم تحول انواع درست و صحيح است.