در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٦٩ - ١ - مالكيت منابع طبيعى
است و تزاحم وتهاجمى هم در بين نيست؛ چون در آن دوره نيروى انسانى محدود و زمين قابل كشت و بهرهگيرى به حد وفور در اختيار همگان بود و محلى براى تزاحم وجود نداشت.
دليل پنجم: اقوال فقهاء
١. محقق حلّى (ره) در شرايع مىفرمايد:
«زمين موات زمينى است كه معطل افتاده و از آن به جهت نبودن آب يا به جهت رفتن زير آب يا به جهت نيزار بودن آب و يا به جهات ديگر استفاده نمىشود، اينگونه زمين ملك امام است و هيچ كس آن را مالك نمىشود، گرچه آن را احيا كرده باشد، مگر به اذن امام كه در اين صورت احياكننده مالك مىشود و اگر امام اذن نداده باشد مالك نمىشود ...
زمينهايى كه در جنگ به دست آمده باشد ملك عموم مسلمين است و هيچ كس عين آنها را مالك نمىشود؛ بيع و رهن آنها جايز نيست ...
و هر زمينى كه در هنگام فتح موات باشد ملك امام است و نيز هر زمينى كه مالك معروف نداشته باشد ملك امام است ... و اگر كسى آن را بدون اذن امام احيا كند مالك نمىشود و اگر امام (ع) غايب باشد احياكننده بر آن اولويت دارد تا زمانى كه بر آبادانى آن مىپردازد و اگر آن را ترك كرد و آثار عمارت در آن از بين رفت سپس ديگرى آن را عمارت كرد زمين را دومى مالك مىشود. و