در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٦٧ - ١ - مالكيت منابع طبيعى
هر كسى از مسلمانها زمينى را آباد سازد بايد بدهى آن را به امام خود از اهل بيت من بدهد، آنگاه هرچه مصرف كند مال خود اوست.
و اگر كسى زمينى را ترك گويد تا به صورت خرابه درآيد و كس ديگر از مسلمانها بيايد و آن را آباد سازد دومى سزاوارتر است به آن زمين؛ لكن دومى نيز بايد بدهى زمين را به امام از اهل بيت من بپردازد تا قائم (ع) از اهل بيتم با شمشير قيام كند آنگاه او متصرف زمين خواهد بود و آن را از دست همه متصرفان خواهد گرفت و آنان را بيرون خواهد كرد، چنان كه رسولالله (ص) چنين نمود و از آن مانع شد، مگر آن مقدار كه در دست شيعيان ما است، آنها را در دست آنان خواهد گذاشت ولى بدهى آنها را هم خواهد گرفت».[١]
مستفاد از اين حديث اين است كه زمين از آن حكومت حقه الهى است و كسى آن را با احيا و تصرف مالك نمىشود، و چون حكومت حقه ولىّ اعظم (عج) تشكيل شد همه را در اختيار مىگيرد،
[١]. همان، باب ٣، ح ٢، ص ٣٢٩:] عن أبى جعفر( ع) قال: وجدنا فى كتاب على( ع):( إنَّ الأرضَ للهِ يورثها من يشاءُ من عباده و العاقبةُ للمتقينَ). أنا و أهلُ بيتى الذين أورثنا الأرضَ و نحن المتقون، و الأرضُ كلُّها لنا فمن أحيى أرضاً من المسلمين فليعمرها و ليؤدِّ خراجَها إلى الإمام من أهل بيتى و له ما أكل منها؛ فإن تركها و أخربها فأخذها رجل من المسلمين من بعده فعمرها و أحياها فهو أحقّ بها من الذى تركها فليؤدّ خراجها إلى الإمام من أهل بيتى و له ما أكل منها حتى يظهر القائم( ع) من أهل بيتى بالسّيف، فيحويها و يمنعها و يخرجهم منها كما حواها رسولالله( ص) و منعها إلّا ما كان فى أيدى شيعتنا، فإنَّه يقاطعهم على ما فى أيديهم و يترك الأرض فى أيديهِم[.