در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٦٨ - ١ - مالكيت منابع طبيعى
جز از كسانى كه اين نظام الهى را قبول داشته باشند كه زمين طبق مقررات به آنها واگذار مىشود.
گرچه در اين حديث كلمه انفال نيامده است ولى به نظر مىرسد حكم تمام موارد انفال همين است و زمين از باب مثال آمده است يا منظور از زمين، مشتقات آن است.
اما اگر منابع طبيعى به حد وفور در دسترس مردم باشد و هيچگونه تزاحم و تهاجمى در بين نباشد، هر كس مىتواند هراندازه كه بخواهد به خود اختصاص دهد، خواه به قصد رفع نياز و مصرف باشد يا به قصد مبادله و انباشتِ ثروت، چنان كه از اين حديث استفاده مىشود.
ى. شخصى به نام محمد بن عبدالله نقل مىكند كه از حضرت رضا (ع) درباره شخصى پرسيدم كه مزرعهاى دارد با مرزهاى مشخص و مساحتش به بيست ميل يا كمتر و بيشتر مىرسد، فردى مىآيد و مىگويد: از مراتع مزرعهات به من بده و اين قدر درهم به تو مىدهم. امام فرمود: «اگر مزرعه مال خودش باشد اشكالى ندارد».[١]
از اين حديث فهميده مىشود با اين كه سائل به غيرقابل فروش بودن مرتع توجه داشته، ولى امام (ع) فرموده اگر مال خود او باشد اشكالى ندارد؛ زيرا روى آن كار كرده و آن را به بهرهورى رسانده
[١]. همان، باب ٩، ح ١، ص ٣٣٦:] قال: سألت الرضا( ع) عن الرجل تكون له الضيعة و تكون لها حدودٌ تبلغ حدودُها عشرين ميلا أو أقلّ أو أكثر، يأتيه الرجل فيقول: أعطنى من مراعى ضيعتك و أُعطيك كذا و كذا درهماً. فقال( ع): إذا كانت الضيعةُ له فلا بأس[.