در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٤١ - اقسام زبان
احتمال و ترديد بيان مىشود، ولى در زبان قرآن، بلكه در زبان ساير اديان، مطالب به طور قطع و يقين و بدون هر گونه ترديد و احتمال القاء مىگردد؛ زيرا انبياء براى تذكر و هدايت مردم مبعوث شدهاند و اين معنا با ترديد و دودلى و احتمال، سازگارى ندارد.
گاهى سطح مطالب و مفاهيم آنچنان گسترده و وسيع و بلند است كه الفاظ معمولى كه براى تفهيم مفاهيم معمولى وضع شدهاند، بر قد و بالاى آن معانى و مفاهيم كوتاه است و با جعل اصطلاح هم نمىشود آن مفاهيم را تنزل داد و تفهيم و تفهم كرد، چنان كه در پارهاى از مطالب فلسفى از قبيل: ربط حادث به قديم، اتحاد عاقل و معقول و حركت جوهرى يا برخى مطالب عرفانى، مانند مسايل كشف و شهود و يا مسائلى از قبيل نسبيت انيشتين يا خيلى چيزهاى ديگرى كه فرمولش را كشف مىكنند و جواب هم مىدهد ولى به عمقش نمىتوانند برسند، لازم مىشود مطلب را با زبان فرمول القاء نمايند و گوينده الفاظى رااستخدام مىكند و در مفهوم وسيع استعمال مىكند، يا گاهى هم مىگويد مطلب ديدنى است نه گفتنى، فقط مىتوان به طور اجمال به آن مفهوم اشاره كرد.
بنابراين، زبان علمى، زبانى است كه دانشمندان در رشتههاى مختلف مطالبشان را با آن بيان مىكنند و هدفشان توصيف واقعيات است، نه برانگيختن و تعهد آفريدن. صاحبان هر علمى با اصطلاحات مخصوص و شناخته شده آن علم، مطالب را با زبان گويا مىگويند، و