در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢١٨ - هدف دين
قانون حق و عدالت
چيزى كه مىتواند در محيط اجتماع هرج و مرج را خاتمه داده و سامانى به او بخشد قانون است، قانونى كه بر روى پايه عدالت استوار باشد و در سايه آن حقوق همه افراد و طبقات، محترم و محفوظ بماند؛ قانونى كه بتواند زورمند و ستمگر را در جاى خود بنشاند و ريشه نفاق و پراكندگى را از ميان بردارد و محيط اجتماع را به مدينه فاضله تبديل كند؛ قانونى كه در تنظيم او هيچ چيز غير تأمين سعادت بشر و مصالح واقعى در نظر گرفته نشود، مرد و زن، كارگر و كارفرما، خودى و بيگانه را در يك رديف قرار دهد حتى شرايط و اوضاع محيط هم نتواند در او كوچكترين تأثيرى داشته باشد، نه خشم طبقه كارگر و حس انتقام بتواند عليه طبقه سرمايهدار و كارفرما شديدترين قوانين جزايى را تعيين، و نه وضع سرمايهدارى قانونگذار را تحت تأثير قرار دهد تا حقوق طبقه زيردست مورد توجه نباشد يا در رديف آخر قرار بگيرد.
اين قانون ممكن نيست ساخته دست بشر باشد؛ بشرى كه در شناختن خود و جهانى كه در او زندگى مىكند اعتراف به عجز خود دارد؛ بشرى كه نمىداند چطور خلق شده و چرا و براى چه به جهان آمده است و انجام كارش چگونه خواهد شد؟ بشرى كه از نيروهاى نهفته وجود خود بىاطلاع است چگونه مىتواند به اتكاء فكر خود قانونى تنظيم نمايد كه سعادت واقعى را تأمين كند و با مصالح همگانى وفق دهد؟!