در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣١ - ويژگى هاى قرآن
الميزان را تدوين كردهاند. در ميان سنّيها نيز همينطور است. اگر دانشمند بزرگى داشته باشند، بزرگترين اثرى كه از خود به يادگار ميگذارد تفسير است. البته فقط عالمان صرفاً حوزوى تفسير نمينوشتند. مثلًا طنطاوى متخصص فيزيك و شيمى و علوم جديد بوده است و با اين حال تفسير الجواهر را نوشت.
٣- سبك بديع
سبك نوشتارى قرآن در گذشته نظير نداشته است و در آينده نيز كسى نميتواند مانند آن بنويسد و بگويد. كتابها و آثار هر دوره متأثر از سبك خاص همان دوره هستند. مثلًا در دوره قاجار يك جور مينوشتند و در دوره صفويه سبك ديگرى داشتند. يا در ميان كتابهاى فقهى، مبسوط و خلاف شيخ طوسى به سبكى نوشته شده است و كتابهاى فقهى معاصر سبك ديگرى دارند.
هر نويسندهاى سعى ميكند سبك و سياق آثار هر دورهاى را رعايت كند. مثلًا من به خاطر ميآورم كه وقتى كتاب نقطة الكافِ حاج ميرزا جانى كاشانى به دستم رسيد، ديدم كه ادوارد براون در مقدمه آن كتاب، سبك نوشتههاى دوره قاجار را رعايت كرده است. اول مقدمه ميگويد: الحمد لله رب العالمين و الصلوه و السلام على جميع الأنبياء و المرسلين، أما بعد چنين گويد .... اين سبك، سبكى بود كه نويسندگان دوره قاجار رعايت ميكردند و ادوارد براون نيز كه