در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢١٧ - هدف دين
صورت جامعه امروزى درآمد، امروز همه كشورهاى جهان حس كردهاند كه بدون داشتن روابط فرهنگى، اقتصادى، سياسى، حتى نظامى با كشورهاى ديگر ممكن نيست موجوديت خود را حفظ كنند.
درست است كه تشكيل اجتماع، بسيارى از مشكلات را حل مىكند، و راه را براى زندگى تا حدودى هموار مىسازد، در عين حال مشكلاتى هم به وجود مىآورد كه در غير زندگى اجتماعى موردى براى آنها نيست. اساس همه اين مشكلات اصطكاك منافع افراد و طبقات است، چون هر فردى كه در يك اجتماع شركت مىكند به اقتضاى غريزه خودخواهى، نفع پرستى و جاهطلبى در هر يك از شئون اجتماع نصيب خود را بيشتر از نصيب ديگران مىخواهد؛ قهراً مزاحمت و كشمكش در بين افراد شروع مىشود، به طورى كه هر قوى سعى مىكند ضعيف را نابود كند و هر زورمندى ديگران را از ابتداييترين حقوق هم محروم مىسازد.
در نتيجه، همآهنگى و همكارى از ميان جمعيت رخت برمىبندد و به جاى حق و عدالت، زور به مردم حكومت مىكند؛ نيروهايى كه بايد متمركز شود و در راه مصالح اجتماع به كار افتد در راه در هم ريختن اين كاخ به كار برده مىشود، پيداست از چنين اجتماعى نتيجه مطلوبى به دست نخواهد آمد.