در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٣٣ - اهداف و اصول اقتصاد اسلامى
اين نهادها با اين كه ممكن است از جهات اجرايى و كارشناسى، باز هم مسائل مشتركى در همه نظامها (سرمايهدارى، سوسياليستى و اسلامى) در بر داشته باشند، اما هر يك تحت تأثير مبانى ايدئولوژى خاصى مىتوانند قرار گيرند. ايدئولوژى يا مجموعه عقايد و افكار اقتصادى، اجتماعى و سياسى كه هر ملت در نتيجه تأثير متقابل افراد و گروهها و محيط فرهنگى خود دارا مىباشد، مىتواند بر تمامى واحدهاى اقتصادى يك كشور و نحوه ارتباط و پيامدهاى كلى آنها سايه افكند. لذا يك فرق اساسى بين اقتصاد اسلامى و ساير نظامها نيز در همين بستر قرار دارد؛ كه در بحث اهداف و اصول اشاره بيشترى به آن مىشود.
اهداف و اصول اقتصاد اسلامى
اهداف اقتصاد اسلامى با ايدئولوژى آن پيوندى ريشهاى دارد. البته مىتوان نشان داد كه اين ارتباط و پيوند اهداف و ايدئولوژى، مختص اسلام نبوده و در ساير نظامها نيز چنين است. اين ايدئولوژى است كه در نظام سرمايهدارى رهنمون حاكميت بخش خصوصى و مكانيسم بازار را مىدهد و در نظامهاى متمركز، جهتگيرى اقتصادى را به سوى دولتى شدن ترسيم مىكند. و همين ايدئولوژى است كه با بيان حساسيتهاى مربوط به اهداف و اصول اقتصاد اسلامى، تقاضاى برنامهريزى در راستاى تحقق آن اهداف و اصول را دارد. همين حساسيتهاى ايدئولوژيك است كه عدالت اجتماعى، مبارزه با فقر و