در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٣١ - الف) درآمدى بر اقتصاد اسلامى
سياستگذارىهايى كه در اقتصاد سرمايهدارى حاكم است در اقتصاد اسلامى نيز حاكم باشد. بنابراين حتى تعريف اقتصاد اسلامى با تعريف اقتصاد در چارچوب سرمايهدارى متفاوت خواهد بود.[١]
به نظر ما، مناسب است كه اقتصاد اسلامى به اين صورت تعريف شود:
«اقتصاد اسلامى عبارت است از يك سلسله دستورات و قوانين شرعى كه در ارشاد و هدايت مردم در امر توليد و توزيع و خدمات و مصرف صحيح به منظور جلوگيرى از مشكلات مادى و رفع نيازمندىها و از بين بردن فقر و استضعاف و جلوگيرى از تكاثر، براساس حق و عدل به نحوى منسجم تدوين شدهاند».
با توجه به مضمون تعريف فوق ملاحظه مىشود كه عناوين و موضوعات و كاربردهاى اقتصادى در اسلام، ضمن اين كه مىتواند مشتركاتى با ساير نظامهاى اقتصادى داشته باشد، داراى خصوصيات منحصر به فرد نيز باشد. همين كه در اين تعريف، قانونگذار اصلى، شارع مقدس مىباشد، يك تفاوت كليدى بين اسلام و غيراسلام خواهد بود. اما در عين حال مىتوان جنبههايى از زندگى اقتصادى را نشان داد كه اسلام و غيراسلام در آن برخورد يكسانى داشته باشند؛ مثلًا در جايى كه بحث روشهاى توليد و توزيع و كاربرد يا عدم كاربرد تكنولوژى است، اسلام
[١]. جهت اطلاع از تعريف و يا تعاريف گوناگون علم اقتصاد، علاقهمندان مىتوانند به متون مدون اقتصادى مراجعه نمايند.