در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٢٩ - الف) درآمدى بر اقتصاد اسلامى
بحث جامع از آن داشت.
ثالثاً: ما معتقديم اسلام داراى نظام اقتصادى است و آن نظام اهدافى دارد و براى تحقق آن اهداف، يك سلسله ابزارها نيز در اختيار دارد.
رابعاً: به نظر ما مطالعه و بررسى در امور اقتصادى اسلام نيز، روشهاى خاص خود را دارا مىباشد.
در اين مقاله كوتاه در نظر داريم اجمالا به موارد مذكور اشاره كنيم.
مقدمه
درباره اقتصاد اسلامى سخنان بسيارى گفته شده است. در كتابنامههايى كه در اين رابطه منتشر گرديده، به صدها كتاب و هزاران مقاله، پيرامون اقتصاد اسلامى اشاره شده است. علاوه بر اين سمينارها و كنفرانسهاى متعددى در سطح داخلى و خارجى برقرار شده و هنوز برقرار مىگردد. اما متأسفانه تاكنون نتايج مطلوبى حاصل نشده است. نه تعريفى مناسب از اقتصاد اسلامى صورت گرفته است، نه نظام اقتصاد اسلامى به شكلى اصولى تبيين گرديده است، و نه روشهايى دقيق براى مطالعه و بررسى در اقتصاد اسلام تدوين شده است. هدف ما در اين نوشته اين است كه در قالب يك بحث ابتدايى تا حد ممكن به رفع نواقص فوق مبادرت كنيم. البته در اين زمينه بايد تأكيد كنيم كه ادعايى نداريم كه حرف آخر را زده باشيم، لذا از صاحب نظران و علاقهمندان به بحثهاى اقتصاد اسلامى چه در حوزه و چه در دانشگاه انتظار داريم با