در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٥٩ - ١ - مالكيت منابع طبيعى
باشد و اين حق طبيعى اوست، و اگر بخواهد بيش از مقدار نياز استفاده كند بايد بهگونهاى باشد كه مزاحم ديگران نباشد وگرنه درموارد تضاد و تشاح هيچكس حق ندارد بيش ازاندازه رفع نيازش استفاده نمايد.
دليل سوم: انفال و مصالح عامه
آيه مباركه: يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأَنفَالِ قُلِ الأَنفَالُ لِلّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِيْنِكُمْ ...[١]؛ از تو درباره انفال سؤال مىكنند، بگو: انفال مخصوص خدا و پيامبر است، پس تقواى الهى پيشه كنيد و در ميان خويش به اصلاح بپردازيد ...
در اين جا چند نكته درخور توجه است:
١- مقصود از ملكيت خداوند ملكيت ذاتى الهى نيست؛ زيرا آن مخصوص ذات مقدس احديت است و در اين آيه پس از كلمه «لله»، كلمه رسول نيز ذكر شده كه به «لله» عطف گشته است و اين دليلى است بر اينكه مقصود ملكيتى است كه در مورد رسول هم صادق است.
٢. برابر آنچه از احاديث اهل بيت (ع) و از كلمات فقهاء- رضوان الله عليهم- استفاده مىشود، مقصود از انفال، ثروتهاى بالفعل يا بالقوه عمومى است مانند:
الف. زمينهاى موات از قبيل: دشتها، بيابانها، كوهها، زمينهاى ساحلى و درياها.
[١]. سوره انفال، آيه ١.