در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٦٠ - ١ - مالكيت منابع طبيعى
ب. معادن زير زمينى.
ج. جنگلها.
د. زمينهايى كه بدون جنگ به دست حكومت مسلمانان بيفتد و درزمان نزول آيه اول سوره انفال، احيا نشده باشد.
ه-. اموال و ثروتهاى كلان پادشاهان؛ مانند قصرها، كاخها، باغها، زينتآلات، جواهرات و ... كه در جنگها به دست مسلمانان افتاده باشد.
و. هر چيزى كه صاحب نداشته باشد.
٣. تصرف و بهرهگيرى از انفال در زمان حضور امام (ع) نياز به اجازه وى دارد و بدون اذن و اجازه او تصرف در آن جايز نيست، و در زمان غيبت و وجود حكومت ظلم وجور با اذن عمومى ائمه عليهم السلام تصرف در آنها جايز است.
سؤالى كه در اين جا پيش مىآيد اين است كه آيا تصرف و بهرهبردارى از انفال در زمان غيبت امام (ع) و تشكيل حكومت اسلامى، نياز به اذن خاص حاكم اسلامى دارد يا همان اذن عمومى از جانب ائمه (ع) كافيست؟
گرچه اين فرض در كتب فقهى با صراحت مطرح نشده و فتواى فقهاء روشن نيست، ولى مىتوان به طور قطع و اطمينان ادعا نمود كه اين صورت هم حكمش مانند حكم زمان حضور است؛ به جهت اين كه اگر ثروتهاى عمومى در هنگام تشكيل حكومت حق اسلامى در اختيار حكومت اسلامى نباشد، اداره امور و نظام مملكت مختل شده و به سقوط و شكست منجر مىشود و اين چيزى نيست كه بتوان در آن