در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٦٠ - ١ طراحى خلقت انسان
فساد و بىحكمتى است؟ اين مسألهاى است كه ندانستن آن انسان را خيلى بيشتر رنج مىدهد و ناراحت مىكند تا آن كه نداند آيا او طبق نظريه فيكسيسم پيدا شده است يا طبق نظريه تحول انواع؟ زيرا اين كه نظريه فيكسيسم واقعيت داشته باشد و يا تحول انواع، هيچ اثرى در سرنوشت و تصميمگيرى و عمل انسان ندارد، اما اين مسأله نقش محورى در تعيين سرنوشت انسان دارد.
اين كه انسان باور كند كه هيچگونه غايت و فايدهاى از وجود او در هيچ جا در نظر گرفته نشده و فقط صدفه و اتفاق او را به وجود آورده و طبق قوانين طبيعى به زندگى ادامه مىدهد و سپس مىميرد؛ يا باور كند كه او را طبق نقشه و طرح و برنامه حساب شده آوردهاند و او
وظايف و مسؤليتهايى دارد و رفتن او نيز به همين منوال خواهد بود، اين امر به طور قطع در كاركرد و عمل او تأثير مىگذارد.
لذا مىبينيم يكى مىگويد:
| جهان چون خد و خال و چشم و ابروست | كه هر چيزى به جاى خويش نيكوست | |