در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣١٧ - چند راه حل و تفسير آيات
جاهل حق داشته باشد كه سخن دانشمند را به دليل عدم درك خويش نپذيرد ما نيز مىتوانيم وجود عالم غيب را منكر شويم.
بايد توجه داشت كه مقصود اين نيست كه قرآن، قابل فهم نيست و سعى و كوشش ما در فهميدن آن، سعى بىفايده و تلاش بيهوده است، زيرا قرآن، آياتى نيز دارد كه در آن دعوت به تفكر و تدبر در قرآن مىفرمايد:
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا[١]؛ آيا در (معانى) قرآن نمىانديشند؟ اگر از جانب غيرخدا بود، قطعاً در آن اختلاف بسيارى مىيافتند.
و نيز مىفرمايد: أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا[٢]؛ آيا به آيات قرآن نمىانديشند؟ يا (مگر) بر دلهايشان قفلهايى نهاده شده است.
اگر قرآن غيرقابل فهم و درك باشد، انديشيدن در آن مفهوم پيدا نمىكند.
از طرف ديگر خداوند، كتاب خويش را، كتاب روشنگر و مبين مىنامد: ... قَد جَاءَكُمْ مِنَ اللهِ نُورٌ وَ كِتَابٌ مُبِينٌ[٣]؛ قطعاً براى شما از جانب خدا، روشنايى و كتابى روشنگر آمده است.
[١]. سوره نساء، آيه ٨٢.
[٢]. سوره محمد، آيه ٢٤.
[٣]. سوره مائده، آيه ١٥.