در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٠٣ - پيدايش دين
كس ديگر و چيز ديگر را در خواب نمىديد، چطور شد از ميان آنها پدران خود را انتخاب كرد؟ و گذشته از اين به چه علت عوض اين كه آنها را محتاج خود بداند خود را محتاج آنها ديد، و اصلا چرا اين فكر به مغزش رسيد كه بايد آن موجودات روحانى سلطه به اين جهان داشته باشند. ما كه باور نمىكنيم كه صاحبان اين عقيده بتوانند حتى وجدان خودشان را با اين افسانهها قانع كنند.
از جمله كسانى كه لازم دانستهاند مسأله پيدايش دين را طرح كرده و آن را توجيه مادى كنند، پيروان مكتب «ماترياليسم ديالكتيك» هستند كه به زعم آنان مترقىترين مكتبها، ماديت مىباشد. اين گروه بيش از ديگران كوشش كردهاند كه پيدايش دين را طورى تعليل كنند كه وانمود شود دين محصول جهل و نادانى بشر بوده است، و با علم و دانش به هيچ وجه سازگار نيست؛ ضمناً خواستهاند ثابت كنند دين بهترين وسيله ظلم و ستم و حقكشى طبقه سرمايهدار نسبت به زيردستان مىباشد.
ولى هرچه كوشش كردهاند نتوانستهاند به ادعاى خود حتى صورت مغلطه خوبى هم بدهند، مثلًا گاهى بنا به گفته «دكتر ارانى» در «پسيكولوژى عمومى» و «پ. رويان» در «ماترياليسم تاريخى» مذهب را زاييده جهل و ترس بشر مىدانند و مىگويند بشر در نتيجه نادانى به قوانين طبيعى و عدم اطلاع نسبت به محيط و نداشتن وسائل كافى مدافعه، در مقابل حوادث طبيعى خود را مقهور و زبون مىديده و