در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٣٢ - الف) درآمدى بر اقتصاد اسلامى
و غيراسلام مىتوانند ابزارهاى مشتركى داشته باشند. امروزه كليه نظامهاى اقتصادى جهان از تكنولوژى صنعتى تقريباً استفاده واحدى مىكنند. آنچه براى آمريكا، انگليس و ديگر كشورهاى صنعتى و نيز به نحو روز افزونى براى ايران، چين و هندوستان (كه در حال صنعتى شدن هستند) مشترك است، تكنولوژى صنعتى است كه توليد با مقياس بزرگ را مورد تأكيد قرار مىدهد. به عبارت ديگر تكنولوژى صنعتى تا حدود قابل توجهى از لحاظ ايدئولوژى بىطرف است. كشورهاى سرمايهدارى، سوسياليستى و اسلامى، همگى مىتوانند از خطوط توليد يكسانى استفاده كنند. مهندس، خواه در آمريكا باشد يا در روسيه و يا در هر جاى ديگر، با مسائل تكنيكى تقريباً واحدى مواجه است.
اما علاوه بر قالب تكنولوژيك، در همه نظامهاى اقتصادى، يك سرى امور نهادى و امور ايدئولوژيكى نيز مطرح است. آنچه مورد تأكيد است اين است كه تفاوتهاى موجود در نظامهاى اقتصادى، بيشتر به اين دو جنبه مربوط مىشود. نهادهايى مانند: مالكيت، سيستم پولى، واحدهاى توليدى، سازمانهاى كارگرى، سياستگذارىهاى دولتى و امور مشابه كه در كشورهاى مختلف، بسيارى از خدمات اقتصادى را انجام مىدهند، براساس نظامهاى حاكم بر آن كشورها متفاوت مىباشند. قالب نهادهاى مذكور در كشورهاى سرمايهدارى مبتنى بر مالكيت خصوصى است و در كشورهاى سوسياليستى (سابق) بر مبناى مالكيت دولتى است.