در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٢٥ - زبان قرآن
زنده به گور كردن دخترها[١] و مسايل لعان و ظهار و جنگ يا ترك جنگ در ماههاى حرام و تعيين وقت و وقتشناسى توسط هلال.[٢] و همچنين پارهاى مسايل شخصى و خصوصى در آن آمده است؛ مانند دعواى زن و شوهر و شكايت بردن زن پيش پيغمبر (ص)[٣] و داستان رسول خدا با زنهايش.[٤]
طرح اينگونه مسائل با جهانى بودن قرآن سازگار نيست و اينها قرآن را به صورت يادداشت شخصى درآوردهاند، زيرا كتابى كه براى عموم مردم، آن هم در همه زمآنهاست نمىبايد اينگونه مطالب در آن آورده شود.
٨. در برخى سورهها و آيات قرآن كه كم هم نيستند، خيلى به سجع اهميت داده شده به طورى كه گاهى به نظر مىرسد كه كلماتى بدون دخالت در محتوا فقط براى اين كه سجع آيات به هم نخورد آورده شده است و اين كار شايد در يك كتاب ادبى عيب نباشد، بلكه از محسنات هم شمرده مىشود، ولى در يك كتاب آسمانى كه به منظور هدايت، تربيت و شناخت نازل شده است غير لازم، بلكه غيرمناسب به نظر مىرسد.
٩. بعضى چيزها در قرآن هست كه جز بازتاب فرهنگ آن روز
[١]. ر. ك: سوره انعام، آيه ١٥؛ سوره اسراء، آيه ٣١؛ سوره تكوير، آيه ٨- ٩.
[٢]. ر. ك: سوره بقره، آيه ١٨٩.
[٣]. ر. ك: سوره مجادله، آيه ١.
[٤]. ر. ك: سوره تحريم، آيه ١.