در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٦٦ - ١ - مالكيت منابع طبيعى
ساخت بدون جهت و عذر، زمين را از او مىگيرند و به ديگرى واگذار مىكنند».[١]
ح. رواياتى كه در ابواب سيزده و چهارده و پانزده و شانزده وسايل از كتاب احياى موات در فاصله چشمهها و قنوات وارد شده، همه دلالت مىكنند كه حق استفاده از مواهب طبيعت مال همه است و كسى نبايد موجب محروميت و ضرر و زيان كسى شود.
از مجموع احاديث دانسته مىشود كه آب و نمك و مرتع و مواد سوختى و زمين خصوصيتى ندارند بلكه منظور همه مواهب طبيعت است كه به طور طبيعى وجود دارند و به همه مردم تعلّق دارند بنابراين كسى نبايد از آنها بيش از مقدار نياز بردارد و به انحصار خود درآورده و به شكل كالا بفروشد و ثروت انباشته كند در صورتى كه نيازمندانى باشند كه به اين مواهب طبيعى نياز داشته باشند.
ط. أبو خالد كابلى نقل مىكند كه حضرت ابى جعفر (ع) فرمود: «در نوشته على (ع) چنين ديديم: همانا زمين مال خداست و آن را به هر كسى از بندگان خود بخواهد واگذار مىكند و انجام امور به نفع صاحبان تقواست. من و اهل بيتم همانهايى هستيم كه خداوند زمين را به آنها واگذار كرده است و ما هستيم «متقين». زمين تماماً از آن ماست.
[١]. همان، باب ١٧، ح ١، ص ٣٤٥:] عن العبدِ الصالحِ( ع) قال: إنَّ الأرضَ للهِ تعالى جعلها وقفاً على عباده، فمن عطل أرضاً ثلاث سنين متواليةً لغير ما علّة أُخذت من يده و دُفعت إلى غيره ...[.