در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٦٢ - ١ - مالكيت منابع طبيعى
دليل چهارم: روايات
الف. محمد بن سنان مىگويد: از حضرت أبى الحسن (ع) درباره آب صحرا پرسيدم، حضرت فرمود: «مسلمانان در آب و آتش و مرتع شريك هستند».[١]
مقصود از آب، اگر معنى عمومى هم نباشد، آب باران، چشمه سارها، جويبارهاى طبيعى را شامل مىشود.
منظور از آتش هم آتش افروخته نيست بلكه مواد سوختى است و منصرف است به مواد سوختى عصر ائمه عليهم السلام؛ مانند هيزم و خس و خاشاك بيابان (البته نفت و گاز و غيره را هم در صورتى كه نياز به استخراج نداشته باشد شامل مىشود). و اگر انصراف، مورد پذيرش نباشد، به اطلاق، همه فرآوردههاى نفتى را نيز شامل مىشود.
مراد از «كلأ» مراتع و چراگاهها هستند.
معنى شركت مردم در اين سه چيز جز اين نمىتواند باشد كه اينها اموال عمومى هستند و همه مردم به طور يكسان در آنها شريكند (حال به نحو مالكيت يا به نحو صاحب حق بودن). پس هيچ كس نمىتواند اينها را به خود اختصاص داده و ديگران را محروم سازد. هر كسى بايد به مقدار نياز و رفع حاجت از آنها استفاده نمايد و بقيه را
[١]. حر عاملى، وسائل الشيعه، باب ٥ از ابواب كتاب احياء موات، ح ١، ج ١٧، ص ٣٣١:] قال: سألته عن ماءِ الوادى. فقال: إنَّ المسلمينَ شركاءٌ فى الماءِ و النارِ و الكلأ[.