علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٩٨
به من دادهاند.
انکار توحيد و خود را در عرض خداي رزّاق قرار دادن، حاصل دلبستگي به دنياست. قارون به سبب خودداري از انفاق و براي پشتيباني از آن اموال، زيرکيِ خود را عامل توانگرياش قلمداد کرد. از اينرو ثروت زياد، سبب غفلت انسان از منعم حقيقي و زمينهاي مساعد براي سرکشي است.
دنيادوستي و مالاندوزي، عرصهاي مناسب براي ظهور رذايل اخلاقي به شمار ميرود. ثروت زياد، انسان را خوشگذران ميکند و قلب او را ميميراند.[٢٧٠] وابستگي به دنيا، انسان را آزمند ميسازد.[٢٧١] هر اندازه گشايش در امر دنيا حاصل شود، به همان ميزان دري از حرص بر روي انسان گشوده خواهد شد.[٢٧٢] شخص مالپرست به سبب ترس از نقص در اموالش، بخل ميورزد و از انفاق خودداري ميکند.[٢٧٣] کساني که شيفته بهدستآوردن مالاند، چهبسا براي رسيدن به خواسته خود، حقوقي را پايمال کنند. ازاينرو يکي از آسيبهاي دنياگرايي و ثروتاندوزي ناديده گرفتن حقوق ديگران و گسترش ظلم است.
دنياطلبي، آرامش را از انسان سلب ميکند. شيطان به انسان چنين القا ميکند که مال بيشتر، راحتي به ارمغان ميآورد و با همين ترفند او را به سوي رنج و سختي سوق ميدهد.[٢٧٤] برخورداري بيشتر از دنيا، نهتنها سبب آسودگي نميشود، بلکه به نيازمندي به ديگران و ابزارهاي گوناگون، براي نگهداري و رسيدگي به اموال شدت ميبخشد. امام صادق٧ درباره آفت وابستگي به دنيا ميفرمايد:
مَن کَثُرَ اشتِباکُهُ بِالدُّنيا، کانَ أشَدَّ لِحَسرَتِهِ عِندَ فِراقِها؛[٢٧٥]
کسى که زياد گرفتار دنيا شود، هنگام جدا شدن از آن، بيشترين افسوس را مىخورد.
انسان وابسته به ثروت، تا زماني که اموالش را دراختيار
دارد، دائم نگران از دست
دادن آن است.[٢٧٦] ازاينرو
براي جلوگيري از کم شدن يا از کف دادن آن، چهبسا سختي
و
[٢٧٠]. نک: الخصال، ج١، ص٢٢٨، ح٦٥.
[٢٧١]. نک: الکافي، ج٢، ص١٣٦، ح٢٤.
[٢٧٢]. نک: همان، ص٣١٩، ح١٢.
[٢٧٣]. اسراء، ١٠٠.
[٢٧٤]. نک: الخصال، ج١، ص٦٤، ح٩٥.
[٢٧٥]. الکافي، ج٢، ص٣٢٠، ح١٦.
[٢٧٦]. نک: تحف العقول، ص٣٥٨.