علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٥٠
در اين بخش، منابع و اسناد حديث غدير به روايت اهل سنّت، شناسايي ميشود.
١. منابع و اعتبار حديث غدير
منابع بسياري، حديث غدير را نقل کرده
و درباره اعتبار آن سخن گفتهاند. برخي از
اين منابع در زمره کتابهاي ششگانه اهل سنّت قرار دارند که در ادامه،
نمونههايي، گزارش ميشود.
_ ابن ابي شيبه (م٢٣٥ق) حديث غدير را در مصنّف خويش آورده است.[٨٣] او از قدماي اهلسنّت به شمار ميرود و کتاب وي جزو نخستين نگاشتههاي حديثي سنّي است.
احمد بن حنبل (م٢٤١ق) در جاهاي مختلف مسند خويش حديث غدير را با متون متعدّد و از طرق مختلفي آورده است.
_ أبو عيسى ترمذي (م٢٥٦ق) صاحب الجامع الصحيح، پس از آنکه حديث غدير را صحيح دانسته و در الجامع خويش آورده، مينويسد: «هذا حديث حسن».[٨٤] ابن کثير در تحليل اين بخش از کتاب ترمذي، پس از نقل حديث غدير، به صحيح بودن آن از ديدگاه ترمذي اشاره کرده و نوشته: «و قد صحح الترمذي بهذا السند».[٨٥]
_ بلاذري (م٢٧٩ق) در انساب الاشراف، بابي را به حديث غدير و متون آن اختصاص داده است.[٨٦]
_ بزار (م٢٩٢ق) پس از آوردن حديث غدير، به دعاي پيامبر٦ اشاره ميکند که فرمود: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و أحب من أحبه و أبغض من أبغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله».[٨٧]
_ نسائي (م٣٠٣ق) در کتاب فضائل الصحابة، اخبار متعدّدي از جريان غدير را نقل کرده است.[٨٨] او در بخشهاي مختلفي از سنن کبراي خويش نيز خبر غدير را آورده است.[٨٩] وي در کتاب خصائص امير المؤمنين نيز بارها به خبر غدير اشاره ميکند.[٩٠]
[٨٣]. المصنف لابن ابي شيبة، ج٧، ص٤٩٥- ٤٩٦.
[٨٤]. سنن الترمذي، ج٢، ص٢٩٨.
[٨٥]. البداية و النهاية، ج٥، ص٢٣١.
[٨٦]. انساب الاشراف، ج٢، ص١٠٨.
[٨٧]. مسند البزار، ج٣، ص٣٤.
[٨٨]. فضائل الصحابة، ص١٥.
[٨٩]. السنن الکبري، ج٥، ص٤٥، ح٨١٤٨، ص١٣٠- ١٣٦، ١٥٥.
[٩٠]. خصائص امير المومنين٧، ص٩٧- ١٠٤، ١٣٢.