علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٥٣
علي٧ پس از پيامبر٦، بدون اينکه به ردّ سخن شيعه بپردازد مينويسد: «والله اعلم». وي درباره حديث غدير نيز نوشته است: «و أما حديث من کنت مولاه فعلي مولاه، فقد أخرجه الترمذي و النسائي، و هو کثير الطرق جدا، و قد استوعبها ابن عقدة في کتاب مفرد، و کثير من أسانيدها صحاح و حسان».[١٠٥] وي در کتاب ديگرش نيز اين حديث را آورده است.[١٠٦]
_ ابنحجر مکي (م٩٧٤ق) درباره حديث غدير مينويسد: «حديث غدير، صحيح است، هيچ ترديدي در صحت آن نيست. اين حديث را گروهي از دانشمندان مانند ترمذي و نسائي و احمد نقل کردهاند. طرق اين حديث، بسيار زياد است. اين حديث را ١٦ نفر از صحابه نقل کردهاند. احمد بن حنبل گفته است که سي نفر از صحابه رسول الله٦ آن را از ايشان شنيدهاند و در زمان خلافت علي٧ بر آن شهادت دادهاند. بسياري از سندهاي اين حديث، صحيح و حسن است و اشکال برخيها به سند اين حديث، ارزشي ندارد؛ چنان که اشکال بعضيها که علي زمان حجة الوداع در يمن بوده، مردود است؛ زيرا ثابت شده که آن حضرت از يمن به مکه آمده و به حاجيان پيوسته است».[١٠٧]
_ مناوي (م١٠٣١ق) در فيض القدير، ضمن تأييد صحت سند حديث غدير، از نويسندگان ديگري همچون سيوطي، بزار، دارقطني و ديگران نام برده و آنها را قائل به صحّت اين حديث ميشمرد.[١٠٨]
_ آلوسي (م١٢٧٠ق) در تفسير خود، پس از آوردن حديث غدير، آن را صحيح ميشمرد؛ هرچند برداشت شيعه از اين روايت را مردود ميداند.[١٠٩]
_ محمدجعفر کتاني (م١٣٤٥ق) حديث غدير را از احاديث متواتر شمرده و نامهاي ٢٥ نفر از صحابه راوي آن را ذکر کرده است.[١١٠]
بر اين اساس، حديث غدير نه ساخته شيعه است و نه روايتي ضعيف و خبر واحد؛ بلکه اين حديث را در بسياري از منابع اهلسنّت و با اسناد فراوان به همراه قضاوت نويسندگان
[١٠٥]. فتح الباري، ج٧، ص٦٠- ٦١.
[١٠٦]. تهذيب التهذيب، ج٧، ص٢٩٦.
[١٠٧]. الصواعق المحرقة، ص٢٥.
[١٠٨]. فيض القدير، ج٦، ص٢٨٢.
[١٠٩]. نک: تفسير الآلوسي، ج٦، ص١٩٤.
[١١٠]. نظم المتناثر، ص١٩٥.