علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٣٨
ديگري تمام ميکند. زراره ميگويد: وقتي حمران اين خبر را به من داد، گفتم: اين حکم صحيح نيست؛ بايد حضرت مصالحي را در نظر گرفته باشد و بايد تأويلي داشته باشد. از اينرو همراه با حمران نزد امام رفتيم و من ماجرا را بيان کردم. حضرت فرمود:
وقتي امام سجاد٧ همراه با آنها نماز جمعه ميخواند، پس از سلام آنها بلند ميشد و دو رکعت ديگر اضافه ميکرد.[٦٦]
حمران از اصحاب خاص و يکي از دو نفري است که امام صادق٧ ميفرمايد:
به غير از او و ابنابييعفور، کس ديگري به طور کامل پيرو من و پدرانم نبود.[٦٧]
با اين وجود، در مرحله اول، حکم مصلحتي به او گفته ميشود و سپس حکم واقعي مشخص ميگردد.[٦٨]
تعداد اين روايات که به کتابها راه يافتهاند، اندک، بلکه نادر است. عموم اين اصحاب حکم واقعي را از طرق ديگر يا در جلسات ديگر از امام ياد ميگرفتند _ چنانکه در اين روايت اتفاق افتاد _ و حکم واقعي را منتقل ميکردند.[٦٩]
٢. سؤال عوام مردم
پرسشهايي که افراد معمولي در امور روزمره برايشان اتفاق ميافتاد و دوست داشتند جواب آن را به طور مستقيم از امام بشنوند؛ زيرا از اهالي مدينه بودند و به امام، دسترسي راحتي داشتند، يا اينکه از شيعيان شهرهاي ديگر بودند، اما دوست داشتند جواب را به طور مستقيم از زبان امام بشنوند، چنانکه اسماعيل جعفي در روايتي مفصل پس از نقل ماجراي پرسش و پاسخ اصحاب از امام باقر٧ نقل ميکند که حضرت فرمود: «هر کدام از آنان دوست دارد جداگانه بشنود».[٧٠] بر اساس اين روايت، با اينکه اصحاب، در کوفه از زبان زراره حکم مسئله را شنيده بودند، اما بار ديگر در مدينه از امام باقر٧ سؤال ميکنند.
[٦٦]. کَان عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ٧ يُصَلِّي مَعَهُمُ الرَّکْعَتَيْنِ فَإِذَا فَرَغُوا قَامَ فَأَضَافَ إِلَيْهِمَا رَکْعَتَيْنِ. (الکافي، ج٣، ص٣٧٥، ح٧)
[٦٧]. عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ، قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ٧ مَا وَجَدْتُ أَحَداً أَخَذَ بِقَوْلِي وَ أَطَاعَ أَمْرِي وَ حَذَا حَذْوَ أَصْحَابِ آبَائِي غَيْرَ رَجُلَيْنِ<: عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِي يَعْفُورٍ وَ حُمْرَانُ بْنُ أَعْيَنَ، أَمَا إِنَّهُمَا مُؤْمِنَانِ خَالِصَانِ مِنْ شِيعَتِنَا، أَسْمَاؤُهُمْ عِنْدَنَا فِي کِتَابِ أَصْحَابِ الْيَمِينِ الَّذِي أَعْطَى اللَّهُ مُحَمَّدا٦. (اختيار معرفة الرجال، ص١٨٠، ح٣١٣)
[٦٨]. درباره اين روايت احتمال ديگري نيز مطرح ميشود که قوت آن بيشتر از احتمال حاضر است. (نک: «نقش فضاي صدور در بازشناخت قضاياي حقيقيه و خارجيه روايات»، فصل پنجم، ش٧، فضاي ذهني مخاطب)
[٦٩]. تقيه موجب حمل روايت بر قضيه خارجيه نميشود. (نک: همان، فصل چهارم، گفتار ب)
[٧٠]. يُرِيدُ کُلُّ إِنْسَان مِنْهُمْ آن يَسْمَعَ عَلَي حِدَةٍ. (تهذيب الاحکام، ج٥، ص٨٧، ح٩٧)