علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٦

عهد حکومت «گيخاتو» (٦٩٣-٦٩٠) وارد ايران شد و در چاپ اسکناسِ موسوم به «چاو» از آن استفاده کردند، اولين دستگاه چاپ در ايران به شمار آورد. اين دستگاه، ساختاري ساده داشت و بر اساس پِرِس و حکاکي روي چرم استوار بود.[٢٠]

پس از آن، اولين چاپخانه با هدف استفاده در امور نوشتاري، در دوره صفويه در ايران داير شده است. «آنژ دوسن ژوزف» کشيشي از فرقه «کارملي» از مردم «تولوز» _ که در سال ١٠٧١ق/١٦٦٠م به ايران آمده و چند کتاب در مورد ايران نوشته است _ در کتابي که در لغت فارسي به فرانسه و ايتاليايي و لاتيني نوشته، از کلماتي چون، باسمه کردن (کلمه‌اي ترکي به معناي چاپ)، قالب زدن، طبع نمودن، منطبع گردانيدن، باسمه‌خانه و باسمه‌چي نام برده که مي‌تواند از وجود چاپ خانه در ايران حکايت کند. وي مي‌نويسد:

حضرات پادريان کارملي ميدان مير، بصمه‌خانه عربي و فارسي در عبادت‌خانه خودشان در اصفهان برپا کرده بودند و هنوز دارند. ارامنه نيز در جلفا بصمه
ارمني دارند.

هدف کارملي‌ها از احداث چاپخانه، چاپ اوراق ادعيه و اذکار مسيحي بود. ارامنه نيز در حدود سال ١٠٤٣ق دستگاه چاپي با حروف ارمني در نمازخانه خود به کار گرفتند و به ايجاد چاپخانه مبادرت کردند. سي سال پس از انتقال ارامنه از جلفا به اصفهان توسط شاه‌عباس در سال ١٠١٣ق يک ارمني موسوم به يعقوب ژان در سال ١٠٥١ق/١٦٤٠م يک دستگاه چاپ از اروپا وارد کرد که به دليل مشکلاتي از قبيل کم‌رنگي، سفيد شدن خطوط با گذشت ايام، عدم توانايي در ساختن مرکب مناسب، علاقه عمومي به تأليفات دست‌نويس، به‌ويژه تأليف انجيل و مهم‌تر بي‌کار شدن عده زيادي که به کار استنساخ متون مشغول بودند، از رونق افتاد. از آن پس تا زمان قاجار، شواهدي درباره ايجاد چاپخانه در ايران وجود ندارد. تا اين‌که در زمان سلطنت فتحعلي‌شاه قاجار، عباس‌ميرزا نايب‌السلطنه، در سال ١٢١٣ق محمد صالح بن حاج محمدباقر خان شيرازي معروف به ميرزا صالح شيرازي را به مسکو فرستاد که دستگاه چاپ سنگي را با خود به ايران آورد. اين شخص دستگاه چاپ سنگي را به تبريز آورد و اولين چاپخانه سنگي را در ايران داير کرد.[٢١]

چاپ کتاب اولين‌بار در ايران در عصر صفوى در اصفهان به صورتي محدود انجام شد،


[٢٠]. نک: تاريخ وصاف، ص٧٥-٢٧١؛ تاريخ مطبوعات ايران و جهان، ص٤٠.

[٢١]. نک: سفرنامه تاورنيه، ص٥٩٧.