علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٥٩

اهل‌سنّت نقل شده است. طرق بسيار و نقل‌هاي متعدّد، اين حديث را به تواتر لفظي و معنوي در بسياري از طبقات رسانده است. پذيرش دانشمندان اهل‌سنّت از گذشته تاکنون نشانه اعتبار اين متون است. دلالت اين حديث نيز هرچند مورد اختلاف ميان شيعه و اهل‌سنّت است، ولي سنّيان، جايگاه برتر علمي و معنوي اميرمؤمنان٧ در همه دوران‌ها و جايگاه برتر سياسي ايشان را در مدّت کوتاه خلافت، پذيرفته‌اند.

٢. استناد امام علي٧ به حديث غدير

يکي از روايت کنندگان حديث غدير، امام علي٧ است. ايشان براي آگاهي‌دادن و بيدارکردن ناآگاهان و خفته‌ها، در زمان‌ها و مکان‌هاي مختلف، مخاطبان گوناگون را به خدا سوگند داد که حق را کتمان نکنند و به آن‌چه در غدير با چشم خود ديده‌اند و با گوش خود از رسول الله٦ شنيده‌اند، شهادت دهند. در برخي جلسه‌ها سي نفر از صحابه، در جلسه‌اي ديگر ١٧ نفر[١٢٤] و در جلسه‌اي ١٣ نفر يا ١٢ نفر از بدريون به اين مسئله شهادت دادند. اکنون به نمونه‌هايي اشاره مي‌کنيم.

• احمد بن حنبل _ که از امامان اهل‌سنّت در فقه و حديث است‌ _ جريان غدير و جلسات شهادت صحابه بر آن را از طرق مختلف نقل کرده و متون متعدّدي را آورده است.[١٢٥] وي در گزارشي از سعيد بن وهب و زيد بن بثيغ نقل مي‌کند که علي بن ابي‌طالب٧ در صحن مسجد کوفه حاضران را سوگند داد که هر کس در غدير خم حضور داشته و سخنان رسول خدا٦ را شنيده، بلند شود و شهادت دهد. ١٣ نفر چنين کردند. آن‌گاه متن شهادت آن‌ها را آورده است. وي در گزارش ديگري از زياد بن ابي‌زياد نقل کرده که امام علي٧ در جلسه‌اي با حضور صحابه، آنان را سوگند داد که آن‌چه را در غدير شنيده‌اند، بيان کنند.
١٢ نفر از بدريون ايستادند و به جريان غدير و متن خطبه پيامبر٦ شهادت دادند. ابن‌ابي‌عاصم (م٢٨٧ق) نيز همين گزارش‌ها را به همراه گزارش‌هايي ديگر در کتاب السنة خويش آورده است.[١٢٦] ابن‌اثير نيز به اين جلسه اشاره کرده و نام‌هاي شهادت‌دهندگان را آورده است.[١٢٧] بزار،حافظ اصفهاني (م٤٣٠ق)، مزي و ابن‌حجر نيز اين گزارش را آورده‌اند.[١٢٨]


[١٢٤]. نک: اسد الغابة، ج٥، ص٢٧٦؛ الاصابة، ج٧، ص٢٧٥.

[١٢٥]. نک: مسند ابن‌حنبل، ج١، ص٨٤، ٨٨، ١١٨- ١١٩،١٥٢، ٢٨١، ٣٣١، ٣٧٠، ج٤، ص٣٦٨، ٣٧٠، ج٥، ص٤١٩.

[١٢٦]. السنة لابن ابي عاصم، ص٥٩٣.

[١٢٧]. اسد الغابة، ج٣، ص٣٠٧، ج٤، ص٢٨، ج٥، ص٢٠٥.

[١٢٨]. مسند البزار، ج٣، ص٣٤؛ تاريخ اصبهان، ج١، ص١٠٧؛ تهذيب الکمال، ج١١، ص١٠٠، ج٢٢، ص٣٠٢، ٣٩٨؛ الاصابة، ج٤، ص٢٧٧.