علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٤٢
چيزي که بر آن ميترسيدم
رهاييام دهد، تمامي اموال خود را صدقه دهم. اکنون
همسرم به خرابهاي رفته و من تمامي اموال را جمع کردهام و قصد دارم
صدقه دهم».
امام به او فرمود:
لازم نيست چنين عملي انجام دهي؛ به منزل خود بازگرد و تمامي اموال را قيمتگذاري کن؛ سپس در طوماري ثبت و ضبط نما و وصيت کن هرگاه فوت کردي، تمامي آن اموال صدقه داده شود. آنگاه آن را به معتمدترين فردي که ميشناسي بسپار و در خانه خود به صورتي که قبلاً مشغول بودي و اموالت را مصرف ميکردي زندگي کن. در آينده نيز هر مقدار که صدقه دادي و خيرات نمودي را بنويس و در آخر سال به نزد آن معتمد برو، طومار را از او بگير و آن مقدار که در طول سال صدقه دادهاي را از آن کم کن. اين کار را ادامه بده تا اينکه زمان مرگت فرا رسد يا اينکه معادل آن صحيفه صدقه داده باشي.[٧٥]
هرچند راوي سؤال کننده در اين روايت فردي عادي است (شناخته شده نيست) و حکمي که حضرت به او ميآموزد، با قواعدي در باب نذر و عهد سازگاري ندارد، ولي فقها به جهت صحت سندي و تلقي به قبول آن توسط اصحاب، به مضمون آن پايبند شدهاند و آن را با عنوان قضيه خارجيه از حجيت ساقط نکردهاند؛ بلکه تا جايي که امکان داشته است، آن را توجيه کردهاند يا حکمش را پذيرفتهاند.[٧٦] نتيجه آنکه کيفيت سؤال و جواب و شناخت عالم بودن راوي ميتواند در باب تعارض احاديث، تعيين کننده خارجيه يا حقيقيه بودن روايت باشد.
نتيجه آنکه در ميان آموزههايي روايي که به صورت پرسش و پاسخ انتقال يافتهاند، بخشي قضيه حقيقيه و بخشي قضيه خارجيه هستند. ملاک شناخت اين قضايا از يکديگر، به شناخت راوي سؤال کننده مربوط ميشود؛ اگر وي از اصحاب عالم باشد که به هدف تعليم و تربيت از موضوعي سؤال ميکند، جواب قضيه حقيقيه است و در مقام تعارض نميتوان آن را قضيه خارجيه دانست و احتمال تقيه در آن افزايش مييابد.
در مقابل، اگر راوي از عوام مردم باشد، از آنرو که اين دسته از مسائل شخصي خود سؤال ميکنند، احتمال قضيه خارجيه بودن آن افزايش مييابد. در حقيقت مطمئنترين
[٧٥]. همان، ج٧، ص٤٥٨، ح٢٣ (ترجمه به صورت مختصر).
[٧٦]. نک: مسالک الافهام، ج١١، ص٣٦٧؛ جواهر الکلام، ج٣٥، ص٤٢٢؛ مباني منهاج الصالحين،ج١٠، ص٥٥٧.