علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٦٢

من بعدي؛[١٣٩]

الله اکبر به سبب کامل کردن دين و به نهايت رساندن نعمت و به دليل خشنودي پروردگار از رسالت من و ولايت علي بن ابي طالب پس از من.

ابوسعيد خدري در ادامه به شعر حسان بن ثابت انصاري اشاره مي‌کند که آن را با اجازه پيامبر٦، سرود.[١٤٠] حسان، متن خطبه غدير را در اين شعر آورده است.

• بسياري از علماي اهل سنّت نوشته‌اند که آيات اوّل و دوم سوره معارج Gسَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِع * لِلْکافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِع‌F پس از غدير و در ارتباط با ولايت علي٧ در مدينه نازل شد.[١٤١] مراد از «سائل» در اين آيه، حارث بن نعمان فهري است که پيش‌تر به ماجراي او از تفسير ثعلبي اشاره شد.

با وجود اين آيات و تفسير مفسّران اهل سنّت، ديگر نمي‌توان جريان غدير را خبر واحد خواند و آن را ساخته علماي شيعه دانست. همچنين ورود اين آيات و روايات درباره دوستي امام علي٧، امري گزاف است که در اديان گذشته و در دين اسلام، سابقه‌اي ندارد. بنابراين بايد مجموعه اين آيات و روايات، از چيزي فراتر از دوستي سخن بگويند؛ هرچند حق دوستي نيز به درستي رعايت نشد.

نتيجه‌گيري

حديث غدير نزد اهل سنّت از تواتر لفظي و معنوي برخوردار است. بزرگان سنّي اين حديث را در منابع معتبر آورده و رجال آن را توثيق کرده‌اند. راويان حديث غدير، نزديک به دويست نفر از صحابه و تابعان هستند. افزون بر آن امام علي٧ در مناسبت‌هاي مختلف از صحابه پيامبر٦، شهادت گرفتند که اين حديث را شنيده و جريان آن را ديده‌اند. آيات چندي نيز درباره اين جريان نازل شده است.

بر اساس اين حديث، امام علي٧ وليّ مؤمنان و مسلمانان است. اهل سنّت به‌رغم پذيرش اين روايت، ولايت را جدا از خلافت مي‌دانند و آن را در محدوده ولايت و مرجعيت


[١٣٩]. تاريخ بغداد، ج٥، ص٢٨٤؛ تاريخ دمشق، ج٤٢، ص٢٣٣، ٢٣٧؛ شواهد التنزيل، ج١، ص١٥٧، ٢٠٢؛ المناقب لابن مردويه، ص٢٣١- ٢٣٢؛ المناقب للخوارزمي، ص١٣٥، ١٥٦.

[١٤٠]. نک: المناقب لابن مردويه، ص٢٣٢؛ نظم درر السمطين، ص١١٣.

[١٤١]. نک: الکشف و البيان، ج١٠، ص٣٥؛ تفسير القرطبي، ج١٨، ص٢٧٩؛ شواهد التنزيل، ج٢، ص٣٨٢؛ نظم درر السمطين، ص٩٣؛ فيض القدير، ج٦، ص٢٨٢؛ تفسير الآلوسي، ج٢٩، ص٥٥؛ السيرة الحلبية، ج٣، ص٣٣٧؛ الفصول المهمة، ج١، ص٢٤٤؛ ينابيع المودة، ج٢، ص٣٧٠؛ معارج الوصول، ص٣٩؛ المناقب لابن مردويه، ص٢٤٨، ٣٤٠.