علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٢٩
استحسانات عقلي در منبع لغوي داخل شود، آن را از جايگاه اصلي خود دور کرده است. يکي از علتهاي شهرت «صحاح اللغه» در بين شيعه نيز همين دليل است. جوهري (٣٩٣ق) کتاب لغت خود را بر اساس سماع از باديهنشينها نوشته است. وي از اعجوبههاي روزگار به شمار ميرود؛ با اينکه خودش از ديار ترکنشين بوده، اما به جمعآوري لغت عرب پرداخته و عمر خود را ميان عرب باديهنشين گذرانده است. روش خليل بن احمد فراهيدي نيز به اين صورت بوده که با قلم و دوات به باديه ميرفت، لغت عرب را از باديهنشينان جمعآوري ميکرد و براي تدوين و دستهبندي به مدينه بازميگشت که در نهايت، کتاب العين شکل گرفت و تکميل شد. در کتاب العين و صحاح اللغة هيچ استدلالي وجود ندارد و براي ارائه معنايي از يک لغت دليل آورده نشده است؛ چون تنها آنچه شنيدهاند را ضبط کردهاند.
در فضاي عقلگرايي بغداد و کوفه قياس و استحسان و علّتتراشي وارد ادبيات عرب همچون لغت و نحو شد؛ از اينرو نحو کوفه و بغداد، نحو قياس و استحسان است، اما نحو مدرسه بصره _ که سردمدار آن ابو الاسود دوئلى، فرزندش و شاگرد او احمد بن خليل بودند _ بر اساس سماع باقي ماند.
ويژگي سماعي بودن لغت به اين معناست که لغوي، کلمات را از محاورات مردم عرب قديم شنيده و ضبط کرده باشد. به همين دليل، شعر عرب از مصادر لغت عربي و از جمله پايههاي مهم تفسير و شرح آيات و روايات است. شعار عبدالله بن عباس و برخي صحابه «عليکم بديوان العرب» بوده است.[٤٤] البته همه اشعار عرب حجت نيست و تنها بخشي که با دوره وحي و صدور حديث همعصر است حجيت دارد. منظور از شعر عرب، شعر شاعران متقدم است؛ از اينرو شاعران به چهار دسته تقسيم شدهاند:
_ شعراي جاهليّون: قطعاً شعر شاعران جاهلى حجّت است.
_ شعراي مخضرمون: يعنى کسانى که زمان جاهليت و زمان صدر اسلام را درک کردهاند و شعر آنها نيز حجّت است.
_ شعراي محدثون: يعنى کسانى که پس از دوره رسول خدا٦ و صحابه آمدهاند؛ مانند جرير، فرزدق و اخطل که درباره حجيت شعر آنها بحث است.
[٤٤]. نک: شرح مقدمه التفسير لابن تيميه، ج١٢، ص٨.