علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٦٠

• طبراني از رباح حارث نقل کرده که گروهي همراه با ابوايوب انصاري و جمع ديگري از انصار در کوفه خدمت امام علي٧ رسيدند و ايشان را «مولا» خطاب کردند. وقتي امام٧ علّت اين خطاب را از آن‌ها پرسيد، آنان حديث غدير را بيان کردند. طبراني پس از آوردن اين حديث، رجال آن را توثيق مي‌کند.[١٢٩]

• بلاذري در انساب الاشراف گزارش ديگري آورده که بر اساس آن، امام علي٧ بر روي منبر از حاضران _ که گروهي از آنان صحابي پيامبر٦ بودند _ خواست درباره واقعه غدير شهادت دهند؛ اما آنان حاضر به شهادت نشدند. علي بن ابي طالب٧ بر اساس آيه قرآن درباره کتمان شهادت،[١٣٠] آنان را نفرين کرد. بلاذري در ادامه اين گزارش نام‌هاي کتمان‌کنندگان غدير را اين‌گونه برمي‌شمرد: انس بن مالک، براء بن عازب و جرير بن عبدالله. آن‌گاه نفرين امير مؤمنان٧ را گيرا مي‌شمرد و اظهار مي‌دارد: انس بن مالک دچار برص شد؛ براء بن عازب کور شد و جرير بن عبدالله کافر گشت.[١٣١]

• ابن‌حبان از ابوطفيل روايت کرده که در جلسه‌اي با حضور اصحاب پيامبر٦، علي٧، حاضران را به خدا سوگند داد که به جريان غدير، آن‌گونه که بوده، شهادت دهند. گروهي از آن‌ها برخاستند و شهادت دادند.[١٣٢] ابن حبان، متن شهادت آنان را ذکر کرده که همان متون حديث غدير است.

هيثمي نيز همين جلسه را از طريق احمد بن حنبل از أبوطفيل نقل کرده است. در روايت هيثمي، تصريح شده که سي نفر برخاستند و شهادت دادند. در ادامه اين روايت آمده که ابوطفيل مي‌گويد:

پس از شنيدن شهادت اين همه از صحابه چيزي در دلم ايجاد شد. اندکي بعد
زيد بن ارقم را ديدم و جريان جلسه را برايش تعريف کردم و از او درستي و نادرستي
اين شهادت را پرسيدم. وي گفت: منکر نشو، من هم همين الفاظ را از
رسول خدا٦ شنيده‌ام.[١٣٣]


[١٢٩]. المعجم الکبير، ج٤، ص١٧٤؛ همچنين نک: مجمع الزوائد، ج٩، ص١٠٤.

[١٣٠]. بقره، ١٤٠.

[١٣١]. انساب الاشراف، ج٢، ص١٥٦.

[١٣٢]. صحيح ابن حبان، ج١٥، ص٣٧٦.

[١٣٣]. مجمع الزوائد، ج٩، ص١٠٤.