علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٣٢

مقدمه

از جمله بحث‫هاي مطرح در دانش فقه الحديث، «قضيه حقيقيه» و «خارجيه» دانستن يک گزاره راويي است. قضيه خارجيه _ که در کتاب‫هاي فقهي از آن با نام قضية في واقعة ياد مي‫شود _ مختص دانستن يک آموزه يا دستور به مخاطب، موقعيت يا شرايط خاص اجتماعي، فرهنگي، سياسي و ... است و در مقابل، قضيه حقيقيه به معناي حجت بودن آن آموزه براي ديگر مخاطبان و حتي غايبان _ از مجلس تخاطب يا ديگر زمان‫ها _ است. اين بحث در تمامي آموزه‫هاي روايي مطرح است و براي تشخيص اين نوع قضايا از يکديگر، بحث‫هاي اصولي، فقهي و فقه الحديثي مطرح شده است.

در اين ميان، بخشي از آموزه‫هاي روايي به وسيله سؤال و جواب انتقال يافته و اين سؤال مطرح شده است که اين آموزه‫ها قضيه خارجيه هستند و فراي فرض سؤال و ترک استفصال، نمي‫توان به آن‌ها تمسک کرد؛ بلکه حتي ويژگي‌هاي فردي سائل نيز در جواب دخيل است و براي فردي به‌جز پرسش‫گر حجيت ندارند. در مقابل، با تمسک به قواعدي مي‫توان مدعي شد هر چند برخي از پرسش‫ها متناسب با شرايط خاص مطرح شده است، ولي اين امر، موجب انحصار آن آموزه در شخص سؤال کننده نمي‫شود؛ بلکه به اين موضوع، با تفصيل بايد نگريست. در ميان مباحث اصولي به اين موضوع _ سؤال و ترک استفصال، کلي و جزئي بودن سؤال يا اختصاص آن به مخاطب _ پرداخته شده،[٤٧] اما ويژگي اين نوشتار، ارائه تفصيلي جديد با بيان مصاديق در اين موضوع است.

اين‌که تمامي پرسش‫ها و پاسخ‫هاي روايي، قضيه خارجيه به شمار آيند، مدعي ندارد؛ ولي از نظر تفصيل، در اين باره مي‫توان نظرياتي يافت. در گفتار پيش رو، يکي از تفصيلاتي که در اين بحث مطرح شده است، نقل مي‌شود و پس از بيان معايب اين تفصيل، تفصيل ديگري ارائه شده است.

تفصيل اول

بخشي از معارف در روايات فقهي و غيرفقهي به سبب سؤال‌هايي که براي راويان مطرح شده است، به ميراث حديثي راه يافته‌اند. اين سؤال‌ها که در تمامي ‌ابواب فقهي به‌آساني


[٤٧] ‌نک: قوانين الاصول، ص٢٢٦؛ القواعد الفقهيه، ص٢٥.