علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٥

 

sarmaghaLEH

 

ضرورت توجه به روي‌آوردهاي نوين معناشناسي در مطالعات علوم قرآن و حديث

علي رازي‌زاده[١]

دريافت صحيح و کامل مقصود متن (شفاهي يا مکتوب)، همواره مهم‌ترين و اساسي‌ترين چالش انديشمندان و پژوهشگران عرصه مطالعات ديني به شمار آمده است. اين چالش چنان اهميت دارد که شايد گزاف نباشد اگر گفته شود مسئله اصلي مطالعات اسلامي از ابتدا تا کنون فهم متن و تبيين آن است. مقدمات علم اصول، مباحث الفاظ، مقدمات حکمت و ديگر مسائل مشابه، از جمله شيوه‌هايي بود که پيشينيان براي دريافت معنا از متن به کار مي‌بستند؛ چراکه از ابتداي نزول وحي و به‌ويژه پس از رحلت پيامبر رحمت٦، اين شبهه در ذهن انديشمندان ديني وجود داشته است که آيا تبيين ارائه شده از کلام وحي، در راستاي آموزه‌ها و معارفي است که از سوي خداوند نازل شده يا تبييني بر پايه اجتهاد، قرائن ظني و تفسير به رأي است.

اهميت اين مسئله در کلام معصومين: بارها مورد تأکيد قرار گرفته، به طوري که دعوت به اهتمام براي ادراک صحيح کلام وحي، رويه همگاني و هميشگي ايشان بوده است.[٢] نمونه ويژه آن را مي‌توان در سفارش رسول مهرباني٦ به أمير مؤمنان٧ مشاهده


[١]. دانش پژوه سطح سه مرکز تخصصي حديث حوزه ([email protected])

[٢]. نک: الکافي، ج١، ص٣٢؛ نهج‌البلاغه، خ٢٣٩، ص٣٥٨؛ کنز الفوائد، ج٢، ص٣١.