علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٤٣

راه براي شناخت اين نوع قضايا از يکديگر، مقام تعارض است. اگر راوي از عموم مردم جامعه باشد و سؤال و جواب او با ديگر آموزه‫هاي روايي تعارض کند، مي‫توان آن را به قضيه خارجيه حمل کرد؛ ولي اگر مقام تعارض نباشد، فقها به اين روايات تمسک نموده‫اند. همچنين اگر راوي از اصحاب عالم و پرسش‫گر باشد و اين روايت با ديگر آموزه‫ها تعارض کند، مي‫توان تعارض را مستقر دانست و بايد محملي ديگر براي آن يافت.

نتيجه‌گيري

در ميان آموزه‫هايي روايي که به صورت پرسش و پاسخ انتقال يافته‫اند، بخشي قضيه حقيقيه و بخشي قضيه خارجيه هستند. ملاک شناخت اين قضايا از يکديگر به شناخت راوي سؤال کننده مربوط مي‫شود.

اگر راوي پرسش‫گر از اصحاب عالم باشد که با هدف تعليم و تربيت از موضوعي سؤال مي‫کند، جواب، قضيه حقيقيه است و در مقام تعارض نمي‫توان آن را قضيه خارجيه دانست و احتمال تقيه در آن افزايش مي‫يابد.

در مقابل، اگر راوي از عوام مردم باشد، از آن‌رو که اين دسته از مسائل شخصي خود سؤال مي‫کنند، احتمال قضيه خارجيه بودن آن افزايش مي‫يابد. در حقيقت مطمئن‫ترين راه براي شناخت اين نوع قضايا از يکديگر مقام تعارض است. اگر راوي از عموم مردم جامعه باشد و سؤال و جواب او با ديگر آموزه‫هاي روايي تعارض کند، مي‫توان آن را به قضيه خارجيه حمل کرد؛ ولي اگر مقام تعارض نباشد، فقها به اين روايات تمسک کرده‫اند. همچنين اگر راوي از اصحاب عالم و پرسش‫گر باشد و اين روايت با ديگر آموزه‫ها تعارض کند، مي‫توان تعارض را مستقر دانست و بايد محملي ديگر براي آن يافت.