علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٢٨
فارسي قديم، به معناي «چِرک» است. در کتابهاي ادبي فارسي چنين ميخوانيم: «همچون کيسهکِش حمام نباش که شوخ مردم را به آنان بنماياني». بر اين اساس، شوخ به معناي چرک پشت بوده که دلّاکها در حمام اصرار داشتند آن را جلوي پاهاي فرد بريزند که انعام بيشتري بگيرند. روشن است که امروزه شوخ به اين معنا به کار نميرود
در فقه نيز اين تغيير معنا وجود دارد؛ مانند واژه «حيله» که از ماده «حال، يحيل؛ حاول، يحاول» و در اصل لغت به معناي «چارهجويي»، به معناي کسي است که درباره کاري فکر ميکند و راه برونرفت ميگشايد. عربزبانان درباره کسي که در کارش چارهجويي ميکند، عبارت «حاول في امره» را به کار ميبرند. از اينرو اباعبدالله٧ کنار پيکر حضرت عباس٧ فرمود: «الْآنَ انْکَسَرَ ظَهْرِي وَ قَلَّتْ حِيلَتِي»؛[٤١] يعني بر اثر فشار روحي، چارهجويي من از دست رفته و نميتوانم براي کار خويش، برونرفتي تصور کنم. با اين حال، امروزه حيله به معناي خُدعه، حُقّه، کَلَک و نيرنگ است و اين واژه، معناي مثبت خود را از دست داده است. نخستين کسي که در موضوع «حيل ربا» مطلب نوشت، مرحوم شيخ طوسي بود. وي در کتاب مبسوط، مطلبي با عنوان «فصل في باب الحيل»[٤٢] را آورده و اصلاً در ذهن شيخ، معناي نيرنگ وجود نداشته که بخواهد کلاه شرعي به مردم بياموزد. در واقع ميخواهد به کساني که حيل ربوي را قبول دارند، «گريز از قانون به قانون» را نشان دهد. امام خميني; اين چارهها را قبول ندارد؛ از اينرو در تحرير الوسيله مينويسد:
ثم اني جدّدت النظر في المسالة فوجدت أن التخلص من الربا غير جائز بوجه من الوجوه.[٤٣]
مقصود از حيل الربويّه، يعني چارهجوييها؛ اما در عصر حاضر وقتي حيله به کار ميرود، مکر روباه و استعمار پير انگليس به ذهن ميآيد که معناي خدعه و نيرنگ را متبادر ميسازد. با توجه به اينکه حيله معناي خود را از دست داده، بايد به لغتهاي معاصر مثل المنجد تکيه کنيم که از زبان مردم کوچه و خيابان نوشته شده است.
همچنين ضروري است محتواي کتاب لغت بر اساس شنيدن از افراد عربزبان باشد؛ چون لغت مانند بحث علت و معلول و فلسفه نيست که بتوان بر اساس قاعده و با صغرا و کبرا بحث کرد. هرچه لغت از استحسانات عقلي دور باشد، سالمتر است و هر مقدار
[٤١]. بحارالانوار، ج٤٥، ص٤٢.
[٤٢]. المبسوط، ج٥، ص٩٥.
[٤٣]. تحرير الوسيله، ج١، ص٣٨٥.