علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٨ - بررسی و تحلیل احادیث شیعه در باره قضا شدن نماز صبح پیامبر
عاملی،[١] صاحب جواهر[٢] و حکیم[٣] برای اثبات یک فلسفه فقهی به این روایات اشاره کرده و آنها را دلیلی بر تأیید نظر خود دانسته و چندان بحثی در ماهیت و چگونگی اثبات یا ردشان نداشتهاند. ولی تعداد دیگری از عالمان و فقهیان، ضمن استناد به این احادیث به تحلیل ماهوی آنها پرداخته و دلایل پذیرش آنها را نیز ذکر کردهاند:
شیخ انصاری _ که خود مخالف مضمون آنهاست _ به هنگام ذکر این احادیث به برخی از دلایل موافقان اشاره کرده و میگوید:
چون خواب بر انبیا عیب و نقصی نیست و از آن روی که هیچ انسانی از غلبه خواب در امان نمیماند و این عیب نیست؛ بر خلاف سهو که یک نوع کاستی تلقی میشود و سهو گاهی از ناحیه خود انسان است، در حالی که خواب تنها از جانب خداوند است ... و حکیمان و خردمندان از امانت دادن اموال و اسرار خودشان به افرادی که مرتکب سهو میشدهاند، خودداری میکرده، ولی از به ودیعه گذاشتن آن اموال در نزد کسانی که خواب بر آنها غلبه میکرده است، امتناع نمیکردهاند.[٤]
علامه مجلسی در ضمن دفاع از این روایات میگوید:
از پیشینیان از اصحاب کسی را ندیدهام که این احادیث را رد کند، مگر گروه اندکی از متاخرین که گمان بردهاند این حالت با عصمت سازگاری ندارد؛ ولی باور من این است که آنچه آنان ادعا کردهاند [یعنی عصمت پیامبر٦] با خواب ماندن ایشان منافات ندارد، چون مرادشان از عصمت، عصمت در حال تکلیف، تمییز و توانایی است ...[٥]
ایشان در جایی دیگر در شرح یکی از این احادیث مینویسد:
خواب ماندن پیامبر _ که باعث قضا شدن نمازش شده _ از جمله روایاتی است که
عامه و خاصه آن را نقل کردهاند و این مانند سهو نیست. لذا جز اندکی، کسی سهو را نگفته است ...
وی در ادامه میگوید:
اگر گفته شود در روایات آمده که خواب رسول خدا٦ همانند بیداری وی است و آنچه که در بیداری میبیند، در خواب هم میبیند، پس با این حال چگونه نمازش قضا شده؛ جواب داده میشود که اولاً، این حالتی که برای ایشان گفته شده که خواب آن حضرت
[١]. وسایل الشیعة، ج٤، ص٢٨٥- ٢٨٦.
[٢]. الکافی، ج١، ص١٦٤-١٦٥؛ وسایل الشیعة، ج٨، ص٣٥٤-٢٥٥؛ مرآة العقول، ج١٥، ص٣٠٠-٣٠١؛ المحاسن، ج١، ص٢٣٦؛ التوحید، ص٤١٣.
[٣]. رجال الکشی، ص٣٤٨.
[٤]. معجم الرجال الحدیث، ج٧، ص٢٩٥.
[٥]. ناووسیه فرقهای بودهاند که معتقد بودند امام صادق٧ زنده است و نمرده و نخواهد مرد و بعداً ظهور خواهد کرد و آن حضرت، همان مهدی موعود است که وعده ظهورش داده شده است ( کلیات فی علم الرجال، ص٣٩٨).