علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٩ - بررسی رویكرد مقدس اردبیلی به اخبار و روایات سبب نزول
تَعُولُوا»[١] به سه سبب اشاره کرده، اما در مورد هیچ کدام نظری ارائه نمیدهد.[٢] البته گاهی از لحاظ مضمونی به نقد برخی از اخبار سبب نزول میپردازد که نمونههایی ازآن به قرارذیل است:
١. در سبب نزول آیه «وَلاَ یَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنكُمْ وَالسَّعَةِ أَن یُؤْتُوا أُولِی الْقُرْبَى وَالْمَسَاكِینَ وَالْمُهَاجِرِینَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلاَ تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ»[٣] گفتار فخر رازی را _ که میگوید بر اساس اجماع مفسران و به تواتر معلوم است که مقصود از «أولوا الفضل» ابو بکر است؛ امری که بر برتری ابو بکر بعد از رسول اللّه ٩ دلالت دارد _ تخطئه نموده و اشاره میکند که روایتی از ابن عباس آیه را در شأن گروهی از صحابه دانسته است که سوگند خوردند دیگر به کسانی که در بارۀ افک سخن گفتهاند، صدقه ندهند.[٤]
٢. در باره روایاتی که آیه «وَلاَ تَجْعَلْ یَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَّحْسُوراً»[٥] را در شأن پیامبر ٩ دانسته است که بعد از بخشش لباس خود از نماز در مسجد باز ماند، میگوید:
نمیدانم فایده این گونه گفتارها چیست، بلکه من چنین دریافتهام که احسان و بخشش نیکوست. نیز برگزیدن دیگران بر خود یا بر خانواده خود، در صورت رضایتشان، زیباست؛ چنان که سوره هل أتی بر آن دلالت دارد و آیه «وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ»[٦] بر آن شهادت میدهد و عقل نیز آن را میپسندد. البته اگر شخص بداند خود چنان به آنچه میبخشد، نیاز پیدا میکند که امر واجب یا برتر از آن انفاق از او فوت میشود، عطا جایز نیست و این را یک انسان عاقل معمولی درک میکند؛ چه رسد به آن حضرت ٩. بنا بر این، آیه تنها بر تحریم بخل و اسراف دلالت دارد[٧] و بذل مال برای تقرب به خداوند و در راه انواع اعمال خیر تبذیر یا اسراف نام نمیگیرد؛ چنان که حضرت امیر٧ نیاز مسکین و یتیم و اسیر را بر نیاز خود، فرزندان، همسر و کنیزش ترجیح داد؛ حال آن که به شدت به آن عطا نیاز داشتند.[٨]
٣. نقد محقق اردبیلی بر روایات سبب نزول تنها در هنگامه چالشهای کلامیِ پیش روی این
[١]. سوره بقره، آیه٢٧٤.
[٢]. زبدة البیان، ص١٩٥.
[٣]. سوره توبه، آیه١٠٣.
[٤]. زبدة البیان، ص١٨٣.
[٥]. مجمع الفائدة، ج٤، ص٢١٦.
[٦]. سوره مائده، آیه٥٥.
[٧]. مجمع الفائدة، ج ٣، ص٢١٧.
[٨]. زبدة البیان، ص١٠٨.