علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦٢ - نقش غالیان در اشتهار تهمت غلو به جابر جعفی
به جابر و ائمه:، نشان از جایگاه رفیع جابر جعفی در میان نصیریه دارد. از نظر آنان، او پس از ائمه:، بالاترین مقام را داراست و از سوی امام باقر٧، به عنوان حجت خدا معرفی شده است.[١] در اوایل کتاب مجموع الاعیاد هر یک از ایام ذکر شده در قرآن کریم بر شخصی تطبیق شده است؛ برای نمونه «یوم یقوم الناس لرب العالمین»[٢] بر امام علی٧، «یوم لا یغنی مولی عن مولی شیئاً ولا هم ینصرون»[٣] بر امام حسین٧، «یوم عصیب»[٤] بر ابوذر، «یوم التناد»[٥] بر قنبر، «یوم الآزفة»[٦] بر محمد بن حنفیه، «یوم ترجف الراجفة»[٧] بر مفضل بن عمر و «یوم تمور السماء مورا»[٨] بر جابر جعفی.[٩]و[١٠]
در کتاب الأسوس از متون این فرقه نیز، روایتی از جابر بن یزید _ که افراط شدید در غلو درآن موج میزند _ آمده است که بخشهایی از آن به قرار زیر است:
... از عالم [امام باقر یا امام صادق٧] خطبهای شنیدم که در ابتدای آن، خود را مخلوق و در انتهای آن خود را خدای یکتا معرفی کرد. در حالی که در فکر بودم، فرمود: ای جابر، «من خداوند بزرگ بلند مرتبه و خبر بزرگ هستم ... و راه راست و کوه بلند و عروة الوثقی ...[١١] و بدانچه میکنید، محیط هستم» .... سپس فرمود: «من بزرگ بلند مرتبه، یکتای ازلی، معنای حقایق و پنهان از اندیشهها هستم؛ غایت من درک نشود و کسی به معنای من نرسد و من بلند مرتبه بزرگوار هستم ...[١٢] و جز قلیلی ما را نشناختند».[١٣]
از دیگر متون نصیری _ که در آن اقوال فراوانی به جابر بن یزید منسوب شده است _ میتوان از
[١]. برای نمونه ر.ک: تاریخ اهل البیت:، ص١٤٨، الدر النظیم، ص٦٠٣؛ الفصول المهمة، ج٢، ص٨٨٣؛ خاتمة مستدرک، ج٤، ص٢١٢- ٢١٣؛ تنقیح المقال، ج١، مقدمه، ص١٩٠؛ مدرسی، باب را از اصطلاحات غلات میداند، ر.ک:
Modarressi، Tradition and Survival...، p.٨٩.
[٢]. الهفت الشریف، ص٢٠.
[٣]. نجاشی به فساد مذهب وی تصریح کرده و ابن غضائری علاوه بر این او را کذاب و صاحب مقاله ملعونه معرفی کرده است؛ رجالالنجاشی، ص٦٧؛ رجالابن الغضائری، ص٥٤.
[٤]. ٣٤٦ ﻫ.ق به روایت نصیریه و ٣٥٨هـ.ق به روایت امامیه است( الفرقة الهامشیة فی الاسلام، ص١٢٥).
[٥] همان، ص١٢٠ - ١٣٣.
[٦]. انما سمی جابر لأنه جبر المؤمنین بعلمه، و هو بحر لا ینزح، و هو الباب فی دهره، و الحجة علی الخلق من حجة الله أبی جعفر محمد بن علی٨ (خاتمة مستدرک، ج٤، ص٢١٣).
[٧]. الهفت الشریف، ص٣٨.
[٨]. در مورد وی، ر.ک: الفرقة الهامشیة فی الاسلام، ص١٣٥.
[٩]. مجموع الاعیاد، ص٥ - ٧.
[١٠]. «جبرت به قلوب العارفین».
[١١]. همان، ص٥٩.
[١٢]. همان، ص٣٢.
[١٣]. این در حالی است که برای افرادی چون حسین بن حمدان خصیبی از عباراتی چون رضی الله عنه و قدس الله روحه به کار میبرند؛ در مورد امام علی٧: مولای امیر المؤمنین منه الرحمة و منه السلام؛ در مورد امام حسین٧: مولانا الحسین منه السلام؛ در مورد امام باقر٧: باقر العلم علینا منه السلام؛ در مورد امام صادق٧: مولانا الصادق علینا سلامه ومولای الصادق منه السلام؛ در مورد امام جواد٧: السید محمد بن علی الرضا منه السلام؛ در مورد امام هادی٧: علی بن محمد صاحب العسکر علینا سلامه؛ در مورد امام زمان٤: القائم منه السلام؛ در مورد همه ائمه:: عن الموالی منهم السلام (ر.ک: مجموع الاعیاد، ص٦، ١٢، ١٥، ١٣١، ١٣٣، ١٦٤، ١٩٧، ٢٠٦؛ ام الکتاب، ص٣).