علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦ - اصل حمل بر صحت اعتبار و كاربست
شمرده و سپس با نقد دیدگاهی که شکستش از آغاز آشکار است، کار خود را پایانیافته دانستهاند.[١]
این کار افزون بر آن که از نظر اخلاقی نادرست است، از منظر معرفتی کارآمد نیست؛ زیرا به فرض دیدگاهی که این گونه معرفی کردهایم، ویران سازیم، در نهایت چیزی را نقد کردهایم که حریف از دفاع نکرده است و همچنان دیدگاه رقیب در برابر ما بر سر پای خود ایستاده است. به همین سبب، بَگینی و فُسل به درستی آدمک پوشالی را آفت تفسیر به احسن دانسته و از آن پرهیز دادهاند. در مقابل، پرهیز از این مغالطه هم التزام ما را به اخلاق پژوهش و نقد نشان میدهد و هم در عمل به سود ماست؛ زیرا اگر موفق به بهترین تقریر از دیدگاه حریف و نقد آن بشویم، روایتهای ضعیف آن را نیز طبیعتاً نقد کردهایم.[٢]
موانع
طبق این اصل حمل بر صحت، باید همواره بکوشیم تا رفتار، گفتار، یا نوشتار دیگران را به بهترین شکل ممکن تفسیر کنیم و در نهایت تفسیری معقول از آن به دست دهیم. با این حال، چنین اتفاقی در عمل گاه رخ نمیدهد و تفسیری بدبینانه و ناروا از گفتار و رفتارشان به دست میدهیم که خود بعدها متوجه خطای خویش میشویم و گاه این خطا نیز بر ما پنهان میماند. این اتفاق به دلایلی رخ میدهد که مهمترین آنها عبارتاند از: ١. خطای بنیادی اِسناد، ٢. قیاس به نفس، ٣. دوری افقها، و ٤. سوگیری تأیید.
١. خطای بنیادی اِسناد
معمولاً با مشاهده رفتار و شنیدن گفتار دیگران در پی تفسیر آنها بر میآییم و میکوشیم تا علت آن رفتار و گفتار را کشف کنیم. به این فرایند، در روانشناسی اجتماعی، اِسناد[٣] گفته میشود.[٤] از آن جا که بیشتر اطلاعات کافی و جامعی در باره انگیزههای رفتار دیگران نداریم، بخش وسیعی از داوریهای ما بر اساس اِسناد صورت میگیرد. مطالعات اولیه فریتس هایدر[٥] در زمینه اِسناد مایه تعمیق این مسئله شد و او را به طرح ایده خطای بنیادی اِسناد هدایت کرد. وی دریافت که مردم بیشتر هنگام تلاش در جهت فهم و تفسیر علت اقدامات دیگران، از دو الگو بهره میبرند. گاه برای تفسیر رفتار کسی به ویژگیها و صفات شخص فاعل استناد و ادعا میکنند وی
[١]. The straw man fallacy.
[٢]. برای مثال، ر.ک: این سه نفر یهودی: مارکس، فروید، درکیم، محمد قطب، ترجمه محمد علی عابدین، تهران، مرکز نشر انقلاب، ١٣٥٩، مقدمه مترجم، ص١٢-١٣.
[٣]. The Philosopher's Toolkit: A compendium of Philosophical Concepts and Methods, p.١١٤.
[٤]. Attribution.
[٥]. Social Psychology, p.١٢٧.