زيارتگاههاى عراق (معرفى زيارتگاه هاى مشهور در كشور عراق) - فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی - الصفحة ١٦١ - ٢٦٣ مزار سيد يحيى بن عمر علوى
واداشت كه خون فرزندان رسول خدا (ص) را بريزد و اين ننگ و رسوايى را به نام خود، در تاريخ ثبت كند. عبيدالله، برادر محمد بن عبدالله، به اين خونريزى بىشرمانه وى، اعتراض كرد و گفت:
تو بر خلاف عهد طاهر، رفتار كردى؛ زيرا او، على (ع) را در خواب ديده بود؛ در حالىكه به او فرمود: «واحفظنى فى ولدى فإنّك لاتزال محفوظا ما حفظتنى فى ولدى»[٥١٩]؛ «مرا در مورد فرزندانم، براى خود حفظ كن (با آنها مدارا كن). تو هميشه محفوظى تا وقتى كه مرا در مورد فرزندانم، حفظ كنى».
آنگاه محمد بن عبدالله گفت: «ديشب نيز من در خواب، اينگونه شنيدم كه به من گفته شد: «يا محمد! نكثتم!»[٥٢٠]؛ «اى محمد! پيمان را شكستيد».[٥٢١]
اشعارى از «ابنالرومى» در هجو طاهريان، بهويژه محمد بن عبدالله بن طاهر، به مناسبت كشته شدن يحيى، نقل شده است كه از ستم طاهريان، خبر مىدهد.[٥٢٢] ابناسفنديار، نوشته است: «به سبب كشته شدن يحيى بن عمر، به دست محمد بن عبدالله بن طاهر، در كوفه، هميشه طالبيان با اولاد طاهر بن حسين، بد بودند».[٥٢٣]
سيد ظهيرالدين مرعشى، مىنويسد: «خدا نسل محمد بن عبدالله (ص) را بركتى و كثرتى به فضل و فيض بىدريغ خود پديدآورد و اولاد دشمنان ايشان را منقطع گردانيد».[٥٢٤]
پنج سال پس از واقعه شاهى، «حسن بن زيد علوى»، در ميان ديلمان قيام كرد و «عبدالله بن عزيز» يكى از بزرگان طاهريان را به انتقام يحيى بن عمر كشت و به اين ترتيب، زوال دولت طاهريان، فرا رسيد.[٥٢٥]
[٥١٩] . مقاتل الطالبيّين، ص ٤٢٠.
[٥٢٠] . نشوار المحاضرة، ج ٢، ص ٢٤١.
[٥٢١] . التذكرة الحمدونيّة، ج ٩، صص ٢٢٣ و ٢٢٤.
[٥٢٢] . اشعار در قسمت« در سوگ يحيى» خواهد آمد.
[٥٢٣] . تاريخ طبرستان، ج ١، ص ٢٣٨.
[٥٢٤] . تاريخ طبرستان و رويان، ص ١٢٨.
[٥٢٥] . تاريخ طبرستان، ج ١، ص ٢٤٣.