زيارتگاههاى عراق (معرفى زيارتگاه هاى مشهور در كشور عراق) - فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی - الصفحة ٤١٩ - ٤٣٣ مزار سيد تاجالدين آوى
از اقدامات تاجالدين در اين مقام، آن بود كه در بقعه ذوالكفل پيامبر (ع) كه زيارتگاه يهوديان بود، اقامه جماعت و شعائر اسلامى كرد و يهوديان را از زيارت اين بقعه، بازداشت. اين مسئله را عامل كينهورزى «خواجه رشيدالدين فضلالله همدانى» كه گويند اصالت يهودى داشت[١٥٠٩]، عليه وى دانستهاند. از آنجا كه تاجالدين در مقام نقابت، عدهاى از سادات را از خود ناراضى كرده بود، خواجه رشيدالدين، از ناراضى بودن افراد، سوء استفاده كرد و توطئهاى عليه تاجالدين، فراهم آورد. او با استفاده از نارضايتى سادات از وى و با اتهامهاى واهى، او را در اختيار برخى از سادات قرار داد.[١٥١٠] به گزارش ديگرى، همراهى تاجالدين با وزير الجايتو خواجه سعدالدين، عامل خشم وزير ديگر سلطان بر وى شد.[١٥١١]
سرانجام، به دستور رشيدالدين فضلالله، تاجالدين آوى را به همراه دو فرزندش در بغداد، در ماه ذىالقعده و به نقلى در سوم ذىالحجه[١٥١٢] سال ٧١١ ه. ق، كنار دجله، طبق مراسمى اعدام كردند. از آنجا كه حنبليان بغداد، كينه شديدى از شيعه، بهويژه تاجالدين داشتند، پس از اعدام وى و فرزندانش، به شكل وحشيانهاى، بدنشان را تكهتكه كردند و گوشتش را خوردند و موهايش را كندند و هر تار از موهاى صورتش را به يك دينار فروختند. اين جنايت هولناك، سلطان ايلخانى را تحت تأثير قرار داد و دستور اعدام قاضى حنبليان را صادر كرد. اما با شفاعت برخى در حق قاضى، الجايتو به چرخاندن وى در شهر و منع از تعيين دوباره او به عنوان قاضى، بسنده كرد.[١٥١٣]
دو فرزند تاجالدين كه به همراه وى كشته شدند، «سيد شمسالدين حسين» و «شرفالدين على» نام داشتند كه از شمسالدين، فرزندى نماند. اما فرزند شرفالدين، مخفى شد و بعدها به نقابت آستان شريف علوى در نجف اشرف رسيد.[١٥١٤] چند سال
[١٥٠٩] . شذراتالذهب، ج ٨، ص ٨١؛ البداية والنهاية، ج ١٤، ص ٨٧.
[١٥١٠] . عمدة الطالب، ابن عنبة، ص ٣١٣.
[١٥١١] . تاريخگزيده، ص ٦٠٨؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ج ٨، ص ١٩٤.
[١٥١٢] . تاريخگزيده، ص ٦٠٨.
[١٥١٣] . عمدة الطالب، ابن عنبة، ص ٣١٤.
[١٥١٤] . همان، ص ٣١٥.