زيارتگاههاى عراق (معرفى زيارتگاه هاى مشهور در كشور عراق) - فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی - الصفحة ١٥٤ - ٢٦٣ مزار سيد يحيى بن عمر علوى
لأنّه استفح اموره بالكفّ عن الدّماء والتورّع عن أخذ شيء من اموال النّاس واظهر العدل والانصاف.[٤٩٥]
قيامش را با حفظ خون مردم و خوددارى از اخاذى و پول گرفتن از آنان، شروع كرد و او، عدالت و انصاف را اظهار مىداشت.[٤٩٦]
همچنان يحيى، در محله بنى حمّان بود؛ تا اينكه ابوجعفر محمد بن عبيدالله، معروف به «ادرع»، از قدرت حكومت وقت، براى او سخن گفت. اين در حالى بود كه حاكم بغداد، محمد بن عبدالله بن طاهر، در نامهاى، أيّوب بن الحسن (حاكم فرارى) و عبدالله بن محمود السرخسى (حاكم خراسان)، را به جنگ با يحيى، امر كرد.[٤٩٧]
با اين دستور، عبدالله بن محمود و ايوب بن الحسن، با لشكرى كه از اطراف كوفه جمعآورى كرده بودند، به جنگ يحيى آمدند. برخى از اعراب، به يحيى خبر دادند كه لشكر دشمن در راه است.
يحيى از جا برخاست و بر اسب خود، سوار شد و يك تنه به سپاه حاكم، حمله كرد و با شمشير، ضربتى بهصورت عبدالله بن محمود زد. عبدالله فرار كرد و لشكريانش هم در پى او فرار كردند و اموالى از خود، بر جاى گذاشتند كه نصيب يحيى و يارانش شد.[٤٩٨]
خروج از كوفه
پس از شكست عبدالله بن محمود سرخسى و عقبنشينى رسوا كننده آنان از كوفه، كار يحيى بن عمر بالا گرفت و مردم، گروه گروه، به او پيوستند. طبرى در اينباره، مىنويسد: «جماعتى از زيديه كه در نزديكى كوفه و واسط بودند، به يارى او شتافتند».[٤٩٩]
[٤٩٥] . مروج الذهب، ج ٤، ص ١٦٠؛ تتمّة المنتهى، ص ٣٣٧.
[٤٩٦] . تاريخ الطبرى، ج ١١، ص ٢١١؛ الكامل فى التاريخ، ج ٧، ص ١٢٧.
[٤٩٧] . مدارك و المنتظم، ج ٧، ص ٣٩؛ تاريخ ابن خلدون، ج ٤، ص ٣٥٦؛ تاريخ الكوفه، ص ٣٨١؛ الشافى، ج ١، ص ٢٨٥.
[٤٩٨] . مقاتل الطاالبيّين، ص ٥٠٧؛ الكامل فى التاريخ، ج ٧، ص ١٢٧؛ المنتظم، ج ٧، ص ٣٩؛ تاريخ الطبرى، ج ١١، ص ٢١١؛ الاعلام، ج ٨، ص ١٦٠؛ البدايه و النهايه، ج ١١، ص ٥.
[٤٩٩] . تاريخ الطبرى، ج ١١، ص ٢١١.