زيارتگاههاى عراق (معرفى زيارتگاه هاى مشهور در كشور عراق) - فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی - الصفحة ٣٣ - ١٨٨ زيارتگاه عبدالله بن مبارك
يهود و نصارا مىدانست[٣٣] و با «وكيع بن جرّاح»، به دليل اينكه عثمان را بر على، برترى داده بود، تا آخر عمر سخن نگفت.[٣٤]
عبدالله بن مبارك، به زهد، بزرگوارى، شجاعت و اشعار حكمتآميز مشهور بود. بسيار جهاد مىكرد و حج بجا مىآورد. با سرمايه چهارصد هزار دينارى، تجارت مىكرد و هرگاه به دانشمندى مىرسيد، به او احسان مىكرد و هرسال بيش از صد هزار دينار سود مىكرد كه آن را صرف اهل عبادت و اهل زهد و نيازمندان مىكرد.
تجارت را با هدف حفظ آبرو و فرمانبردارى از خداوند، دنبال مىكرد.[٣٥] او به «فضيل عياض» مىگفت كه اگر تو و يارانت نبودى، من تجارت را كنار مىگذاردم.[٣٦] او تحت تأثير نگاه حديثى اهلسنت، اطاعت از حاكمان اموى و عباسى را تا وقتى كه نماز بخوانند و به ظاهر شريعت پايبند باشند، لازم مىدانست و به پيروى از مكتب رايج عثمانىگرى، اختلاف بين اصحاب را فتنه مىخواند؛ با اين حال، از صراحت لهجه مقابل هارون الرشيد هراسى نداشت.[٣٧] او از كسانى بود كه به نگارش حديث و حديثگويى از روى كتاب، اهتمام داشت و اين، باعث دقت نقل وى شده بود.[٣٨]
به عقيده «سفيان بن عيينه»، اصحاب پيامبر (ص)، جز همصحبتى آنان با پيامبر (ص)، بر ابن مبارك برترى نداشتند و بسيارى، وى را بىهمتا مىديدند[٣٩] و او را به جامعيت در دانشهاى مختلف، عبادت، جهاد در راه خدا و اخلاق نيكو ستودهاند.[٤٠] او در زمان خود،
[٣٣] . همان.
[٣٤] . تاريخ مدينة دمشق، ج ٣٢، ص ~٤٠٩
[٣٥] . تاريخ الإسلام، ج ١٢، ص ~٢٣٥
[٣٦] . تاريخ مدينة دمشق، ج ٣٢، ص ~٤٥٣
[٣٧] . تاريخ الإسلام، ج ١٢، ص ~٢٢٩
[٣٨] . همان.
[٣٩] . البداية والنهاية، ج ١٠، ص ١٧٨؛ تاريخ الإسلام، ج ١٢، ص ~٢٢١
[٤٠] . تاريخ مدينة دمشق، ج ٣٢، ص ~٤٢٠